1398/07/29

پایان نامه تأثیر استفاده از موسیقی بر یادگیری و یادداری زبان انگلیسی

3-2 اهداف فرعی   5

4- سوالهـــای تحقیق   6

5- ضرورت انجام تحقیق   6

6- تعاریف واژه ها و اصطلاحات    11

6-1 تعاریف نظری   11

6-2 تعاریف عملیاتی   12

فصل دوم ……………………………………………………………………………………………………………….

1- مقدمه  14

2- مبانی نظری یادگیری   15

2-1 نظریه‌ تداعی گرایی   15

2-2 نظریه‌های شناختی   17

2-3 نظریه یادگیری اجتماعی   18

3- زبان و ماهیت آن   20

4- مشخصه‌های زبان   21

4-1                                            قراردادی بودن……   21

4-2 جانشین سازی   22

4-3 زایایی   22

4-4 انتقال فرهنگی   22

4-5 تمایز  23

4-6 دو سطحی بودن   23

5- مهارت‌های زبانی   23

5-1 مهارت گوش‌دادن   24

5-2 مهارت صحبت‌کردن   24

5-3 مهارت خواندن   25

5-4 مهارت نوشتن   25

5-5 فراگیری زبان   26

6- فراگیری زبان اول   27

7-1عوامل موثر در فراگیری زبان اول   28

7-2 مراحل فراگیری زبان اول   30

الف) مرحله‌ی پیش‌زبانی   30

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

ب) مرحله‌ی زبانی: 31

8- یادگیری زبان دوم  32

8-1 عوامل موثر در یادگیری زبان دوم  33

9- مبانی نظری یادگیری زبان دوم  36

10- یادگیری اجتماعی زبان   41

10-1 رویکرد کل گرا 42

10-2 آموزش زبان توانش محور  43

10-3 آموزش ارتباطی زبان   44

11-4 رویکرد طبیعی   46

11- یادداری(یادسپاری)  49

12- رویکرد های آموزشی زبان انگلیسی   50

12-1 روش دستور- ترجمه  50

12-2 روش مستقیم  51

12-3 روش دیداری- گفتاری   51

12-4 روش آموزش بدون کلام  52

12-5 روش تلقینی   52

12-6 یادگیری زبان اجتماعی   53

12-7 روش پاسخ به حرکات فیزیکی   54

12-8 رویکرد ارتباطی   54

13- تعریف موسیقى   55

14- پیدایش موسیقى   57

16- پیشینه مطبوعات موسیقى در ایران   59

16-1 دوره اول ۱۳۱۸-۱۳۳۱   59

16-2 دوره دوم ۱۳۳۱-۱۳۵۵   62

16-3 بعد از انقلاب اسلامى   63

17- اثرات موسیقی بر مغز  66

18- موسیقی درمانی   71

19- احساسات و هیجانات موسیقی   76

20- کارکردهای موسیقی   77

21- اهمیت موسیقی در دیدگاههای جامعه شناسی   83

22- سابقه علمـــی پیشینه تحقیق در ایران و خارج از کشور  84

22-1 پیشینه تحقیق در ایران   84

22-2 پیشینه تحقیق درخارج از کشور  87

فصل سوم…………………………………………………………………………………………………………………

1- مقدمه  91

2- روش انجام تحقیق   91

3- جامعــه آمــاری   93

4- حجم نمونه و روش نمونه گیری   93

5- روش و ابزار جمع آوری اطـلاعات    93

6- روش تحلیــل داده ها 94

فصل چهارم……………………………………………………………………………………………………………….

1- مقدمه  97

2- یافته های پژوهش    97

2-1 یافته های توصیفی   97

2-2 یافته های استنباطی   98

فصل پنجم………………………………………………………………………………………………………………..

1- مقدمه  113

2- خلاصه یافته ها 113

3- بحث و نتیجه گیری   114

4- پیشنهادات    117

4-1 پیشنهادهای کاربردی   117

4-2 پیشنهادهای پژوهشی   118

5- محدودیت های پژوهش    119

5-1 محدودیت های در اختیار پژوهشگر  119

5-2 محدودیت های خارج از اختیار پژوهشگر  120

منابع  121

– مقدمه

یادگیری زبان به عنوان توسعه یافته ترین ابزار ارتباطی با دیگر جوامع و فرهنگ های گوناگون همواره مورد توجه بشر بوده است و در این راستا همواره تلاش نموده با بهره گیری از امکانات و فنون مختلف، زبان دیگر ملت ها را فراگیرد و زبان خود را نیز به دیگران بیاموزد. در ادوار گوناگون نیازهای فراگیری زبان و نوع زبان خارجی که برای یادگیری انتخاب می شود متناسب با شرایط موجود همواره در تغییر است. طی سالیان اخیر به دلایل مختلف علمی، فرهنگی و سیاسی زبان انگلیسی به عنوان وسیله ی ارتباطی انسان ها با فرهنگ ها و ملیت های متفاوت بدل شده و از آنجا که با پیشرفت وسایل ار تباط جمعی دنیای امروز به دهکده ای فرضی تبدیل شده نیاز بشر به فراگیری و دانستن این زبان مشترک بیش از پیش احساس می شود. هر چند سال هاست آموزش زبان انگلیسی در مدارس و آموزشگاه های تخصصی آموزش داده می شود اما همواره از کاستی هایی رنج برده و نتیجه ای کارآمد و ثمربخش نداشته است. از مهمترین دلایل این ناکارآمدی انتخاب شیوهایست که برای آموزش و فراگیری این زبان در نظر گرفته می شود. ما سواد زبانی را فرا می گیریم ولی زبان نمی دانیم! فراگیری زبان باید با شنیدن و صحبت کردن آغاز شود نه خواندن و نوشتن. نکته ی دیگر ایجاد شوق و لذت یادگیری است. فراگیری زبان انگلیسی باید با حس کردن شروع شود نه حفظ کردن. در نتیجه گزینش شیوه ای از آموزش که این ترتیب توالی را رعایت کند فتح بابی ست در فراگیری کارآمد زبان انگلیسی(نظری، 1391). استفاده از روش های نوین و د اینجا موسیقی می تواند شور و شوق مخاطب را برانگیزاند و بدین ترتیب یادگیری را پویا، پایا و پایدار می سازد.

2- بیان مسأله

در دنیای امروز با توجه به نیاز روز افزون افراد به فراگیری زبان انگلیسی و توجه والدین به وضعیت یادگیری فرزندان خود و همچنین دقت آن‌ها به این مسأله که فرزندانشان این زبان را به شکلی مطلوب و پایدار فراگیرند، کیفیت یادگیری و تدریس زبان انگلیسی مرکز توجه قرار گرفته است.

یادگیری زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم یا زبان خارجی، به طرز باور نکردنی باعث تشویش خاطر فراگیران می‌شود، به خصوص اگر شرایطی فراهم نباشد که آن‌ها زبان مقصد را در شرایط واقعی به کار برند. از مشکلاتی که معلمان در این کلاس‌ها با آن مواجه‌اند، کمبود اعتماد به نفس فراگیران برای مکالمه به زبان  مقصد و یا پاسخ به سؤال‌های مطرح شده در کلاس می‌باشد. در این کلاس‌ها زبان آموزانی را می‌بینیم که فقط بر روی صندلی نشسته‌اند و انتظار دارند که بیشتر معلم صحبت کند. در نتیجه این فراگیران بی‌علاقه و بی‌انگیزه شده و برخی مواقع به خاطر مشکلات مکالمه و بر قراری ارتباط باعث بروز مسائل انضباطی می‌شوند (آتیمولام[1]، 2004).

با وجود سابقه ی طولانی آموزش زبان خارجی در کشورما ، هنوز ناکار آمدی این آموزش در مجهز کردن فراگیران به توانش ارتباطی کاملا محسوس است وتحقیقات نشان می دهد که آموزش رسمی نمی­تواند پاسخگوی انتظار دانش آموزان از یادگیری زبان به عنوان یک ابزار ارتباطی باشد و آنها مجبورند برای رفع این نیاز خود به آموزشگاههای خصوصی زبان متوسل شوند (فکری، 1379 ؛ جوادی ،1380؛ رزمجو و ریاضی، 2006)؛ اما باید ابراز کرد بسیاری از آموزشهای موسسات آموزش زبان انگلیسی نیز کارآمدی لازم را ندارند.

به گفته‌ی ایمانی (1387) “یادگیری زبان به چند مسأله بستگی دارد. زبان مجموعه ای از مهارت‌هاست و از روش‌های نادرست یادگیری آن مجزا ساختن این مهارت‌هاست که انگیزه و علاقه‌ی زبان‌آموزان را دچار تنزل می‌کند. شیوه‌های سنتی یاددهی ـ یادگیری زبان بر همین اصل جداکردن مهارت‌های زبانی استوار است که سبب می‌شود نه تنها فراگیران با زبان مقصد ارتباط برقرار نکنند بلکه باعث تشویش و سردرگمی آن‌ها می‌شود. در صورتی زبان انگلیسی در زبان‌آموزان درونی می‌شود که به روش کاربردی ارائه شود. ما باید موقعیت‌های زبانی را برای فراگیران فراهم آوریم و مهارت‌های لازم را به آن ها آموزش دهیم”.

آموزش هر انسانی از طریق حواسی که او را با جهان خارج مرتبط می‌سازند صورت می‌گیرد و مهمترین حواس ارتباط دهنده‌ی انسان با محیط خارج، دیدن و شنیدن هستند. انسان از بدو تولد می‌بوید، می‌شنود، می‌بیند، لمس می‌کند، می‌چشد، ضبط می‌کند و جلوتر که آمد تحلیل می‌کند. یکی از موفق‌ترین راه‌های آموزش غیرمستقیم “هنر” است که به علت زیبایی و انتزاعی بودنش می‌تواند هر آموزشی را در لفافه‌ای حریر و در اوج اثرگذاری بر ذهن مخاطب بنشاند (اکبرلو، 1387).

آموزش موسیقی در دهه های اخیر به منزله راهبردی موثر برای افزایش توانمندیهای ارتباطی، شناختی و عاطفی به کار برده شده است. بسیاری از متخصصان بر این باورند که پاسخهای موسیقیایی افراد ارتجالی ترین و طبیعی ترین واکنشهای وی به شمار می روند و در زمینه های مختلف یادگیری نقش مهمی دارند.  بررسی تاریخ موسیقی نیز نشان می دهد که در بسیاری از موارد موسیقی با ریاضیات مقایسه شده است. وجود چنین رابطه ای موجب شده است که بسیاری از پژوهشگران به بررسی رابطه­ی بین آموزش موسیقی و توانایی یادگیری ریاضیات بپردازند. نتایج تحقیقات نیز نشان می دهد که موسیقی، توانایی ریاضی کودکان را به طور چشمگیری افزایش می دهد (ولیسفر، 2010، راشر، 2009، گوزاسیس، گان و کیشرن، 2007؛ هریس، 2007، وان، 2010؛ گرازیانو، پیترسون و شاو، 1999 به نقل از نورمحمدی، 1383).

وجود رابطه بین آموزش ریاضی و موسیقی محقق را بر آن داشت تا به بررسی این موضوع که آیا استفاده از موسیقی می تواند زمینه ساز یادگیری و یاداری بهتر زبان انگلیسی شود، بپردازد.

در چرخه ی آموزشی کنونی، این مخاطبان نمی توانند از زبان آموخته شده، در ارتباطات و به طرز کاربردی استفاده کنند، از این رو نوعی بازخورد منفی از آن دریافت کرده و بی علاقگی و بی انگیزگی به همراه ترس از اشتباه کردن، اعتماد به نفس آنها را در استفاده از زبان دوم از بین می برد. یکی از راهکارهای غلبه بر این مشکل، استفاده از مواردی است که به فراگیران آرامش خاطرداده و مخاطبان به آن علاقه دارند می­باشد. با توجه به این مسئله بر آن شدیم تا از موسیقی به عنوان عنصری برای جلب توجه فراگیران و ایجاد آرامش خاطر برای آموزش زبان انگلیسی استفاده کنیم و تأثیرات آن را بر یادگیری و یاداری آموزش انگلیسی مورد سنجش قرار دهیم، باشد که بتوان از این رهگذری زمینه ای برای موفقیت هر چه بیشتر آموزش ایجاد نمود.

از سوی دیگر، محدودیت آموزش و پرورش در کشور ما، کاهش علاقه و انگیزه ی یادگیری و به دنبال آن ترک تحصیل و افت تحصیلی و بیزاری از ادامه ی تحصیل، منابع انسانی و مادی جامعه را تلف نموده و آثار نامطلوبی در زندگی فردی و اجتماعی دارد. افت تحصیلی و عدم علاقه به یادگیری، مخصوصاً یادگیری زبانی غیر از زبان مادری، ضرورت تحقیق و بررسی در این زمینه را پررنگ تر می سازد.

آنچه که در اینجا باید بدان توجه نمود این است که فراگیران ما شاید بتوانند مطالب ارائه شده را به راحتی و در مدت زمان کوتاهی بیاموزند، اما اینکه این مطالب تا چه مدت در ذهن آنها باقی بماند و به آنها این امکان را بدهد که در موقعیتهای مختلف از آن بهره بگیرند، جای تأمل دارد. به عبارتی توجه به یادگیری و «یادداری» با هم، در عرصه ی آموزش امری ضروری است.

«یادداری» اصطلاحی است که به میزان حفظ مطالب آموخته شده در حافظه ی بلندمدت و همچنین قابلیت کاربرد عملی آن اشاره دارد(جیمز و استوارت، به نقل از شاه بیگی، 1389). بنابراین نظام آموزشی ما، برخلاف روند کنونی خود، در اتخاذ روشهای متناسب، نه تنها باید به یادگیری فراگیران توجه نماید، بلکه در کنار آن، یادداری را هم نباید نادیده بگیرد. آموزش و یادگیری زبان، به عنوان ابزاری برای ارتباط و درک یکدیگر، با ماهیت طبیعی و موجودیت اجتماعی خود، از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است.

از آنجاییکه یکی از مهمترین اصول در آموزش زبان دوم، یافتن روشهای خلق محیط طبیعی یادگیری زبان برای فراگیران می باشد، استفاده از پخش موسیقی، برای تحقق هدف فوق، می تواند امری موثر باشد. این روش، سد یکنواختی کلاس درس را شکسته و به شاگردان این فرصت را می دهد تا زبان را عملاً بکار برند.

3- اهداف

3-1 هدف اصلی

بررسی تأثیر استفاده از موسیقی بر یادگیری و یادداری زبان انگلیسی

3-2 اهداف فرعی

تأثیر استفاده از موسیقی بر:
یادگیری نوشتاری زبان انگلیسی
یادگیری شنیداری زبان انگلیسی


فرم در حال بارگذاری ...