1399/02/07

پایان نامه رابطه عزت نفس و پیشرفت تحصیلی طلاب

برخوردار باشند ولی عزت نفس بالایی نداشته باشند در رفتار خود عزت نفس پایین نشان می‌دهند.“[شاطرلو، 1386]. 
 

اهمیت عزت نفس
“یکی از مهمترین عواملی که انسان را از سایر حیوانات متمایز می کند آگاهی از خود است، یعنی توانایی تشکیل یک هویت و اختصاص دادن ارزشی به آن. به بیان دیگر این ظرفیت در انسان وجود دارد که تعریف کند کیست و سپس ببیند که آیا آن هویت را دوست دارد یا خیر“[مک کی و فتینگ 1387: 1]عزت نفس در بسیاری از باورها، رفتارها و بینش های فردی و اجتماعی انسان تأثیر مستقیم و قابل ملاحظه ای دارد. انسان برخوردار از عزت نفس، خود را در انجام بسیاری از امور و درتلاش برای رسیدن به اهداف کوتاه مدت و دراز مدت زندگی توانمند و بالنده می داند. از این رو هیچگاه نمی‌توان نسبت به آن بی اهمیت بود. “همه افراد صرف نظر از سن، جنسیت، زمینه فرهنگی، جهت و نوع کاری که در زندگی دارند، نیازمند عزت نفس هستند. عزت نفس واقعاً بر همه سطوح زندگی اثر می گذارد. در حقیقت بررسی های گوناگون رانشناسی حاکی از آن است که چنانچه نیاز به عزت نفس ارضا نشود، نیازهای گسترده تر نظیر نیاز به آفریدن، پیشرفت و یا درک استعداد بالقوه، محدود می ماند افرادی که احساس خوبی نسبت به خود دارند، معمولاً احساس خوبی نیز به زندگی دارند. آنها می توانند با اطمینان با مشکلات و مسئولیتهای زندگی مواجه شوند و از عهده آن برآیند.” [بین، کلمز و کلارک 1388: 12]

“رفتار فرد تا حد زیادی متأثر از عزت نفسش است. افراد مایلند بر حسب نظری که به خود دارند و بر حسب عزت نفس رفتار کنند. رفتار نیز به نوبه خود معمولاً نظری را که پیش از بروز آن رفتار وجود داشته است، تأیید می کند. این فرایند دوره ای، دیدگاه ها و نگرشهای اساسی را تقویت می‌کند.”[بابایی 85 : 19]

از سوی دیگر “برای انسان هیچ حکم ارزشی مهمتر از داوری او در مورد خویشتن نیست و ارزیابی شخص از خویشتن، قطعی ترین عامل در رشد روانی اوست. این ارزشیابی تماماً به شیوه قضاوت آگاهانه و صریح، شفاهی یا کتبی یا برشمردن صفات و توصیف حالات نیست، بلکه بصورت احساس می باشد. احساسی که جدا کردن و شناسایی آن مشکل است، زیرا پیوسته توسط انسان تجربه می شود و جزئی از هر احساس دیگر انسانی می باشد و در هر واکنش احساساتی دخیل است. بنابراین تصویری که یک فرد از خویشتن دارد به طور ضمنی در همه واکنشهای ارزشی او تجلی می کند.”[ براندن 1388: 161]
“هنگامی که خودانگاره فرد، مثبت و عزت نفسش زیاد است، احساس می کند که موجودی تواناست و با اطمینان می اندیشد از این رو می کوشد که رفتارش توأم با موفقیت باشد تا بعدها موجب افزایش احساس ارزشمندی شود. از سوی دیگر هنگامی که خودانگاره فرد منفی و عزت نفسش کم است، احساس می کند که موجودی نالایق است و گمان می کند از پس کارها بر نمی آید از این رو فرصت‌هایی را که می تواند رفتار موفقیت آمیزی ارائه دهد از دست می دهد.“ [بین، کلمز و کلارک 1388: 29]
امیرالمؤمنین 7 در روایتی می فرمایند: “مَن کَرُمَت عَلَیهِ نَفسُهُ لَم یُهِنهَا بِالمَعصِیَهِ کسی که خودش را باکرامت می داند خویش را با گناه خوار و خفیف نمی سازد”[تمیمی 1375: حدیث 8370]
ایشان در وصیت به فرزندش امام حسن مجتبی 7 می فرماید:” أکرِم نَفسَکَ مِن کُلِّ دَنِیَّهٍ و إن سَاقَتکَ إلَی الرَغَائِبِ فَإنَّکَ لَن تَعتَاضَ بِمَا تَبذِلُ مِن نَفسِکَ نفس خویش را عزیز بشمار و به هیچ پستی و دنائتی تن مده گرچه عمل پست تو را به تمنیاتت برساند زیرا هیچ چیز با شرافت برابری نمی کند و[به جای عزت از دست داده] عوضی مانند آن نصیب نخواهد شد.”[نهج البلاغه نامه 31]
در این میان براندن معتقد است که “ارزشیابی شخصی از خویشتن، اثرات برجسته ای در جریان فکری، احساسات، تمایلات، ارزشها و هدفهای وی دارد و کلید فهم رفتار اوست. به منظور شناخت کیفیات روانی انسان و پی بردن به روحیات او باید به طبیعت و میزان حرمت نفس و معیارهای قضاوت وی درباره خویشتن آگاهی یافت.” [براندن 1388 :162]
[1]. Bean
[2]. Clemes
[3]. Clark
[4]. Branden
Adler.5


فرم در حال بارگذاری ...