1400/02/29

پایان نامه بررسی تجارب اکتسابی دانشجویان دانشگاه تبریز از برنامۀ درسی پنهان در درس تربیت بدنی

   در عصری که هر روز جوامع بشری شاهد نوآوری های چشمگیر در حوزه های مختلف علوم است، پیشرفت های تکنولوژیک نیازهای آدمی را گسترش می دهد. این فرایند با افزایش پیچیدگی های زندگی انسان در جامعۀ مدرن و صنعتی توسعۀ روزافزون می یابد، به نحوی که در برخی شرایط بدون مرتفع ساختن آنها ، زندگی عادی افراد به مخاطره می افتد. یکی از نیازهای انکارناپذیر افراد در جوامع توسعه یافته، نیاز به «آموزش» است. بسیاری از اندیشمندان حوزه تعلیم و تربیت، هدف نظام آموزش و پرورش را ایجاد و پرورش رفتارهای مطلوب یا تعدیل و حذف رفتارهای نامطلوب در افراد جامعه تلقی می نمایند و معنی حقیقی تربیت را روی آوردن فرد به سوی ارزش ها می دانند. نوع تغییراتی که قرار است در رفتار مخاطبان یک نظام آموزشی ایجاد شود، در منشور برنامه درسی آن انعکاس می یابد که برنامه های درسی درصدد ایجاد تغییرات مطلوب در فراگیران هستند. به طور کلی یک بعد از برنامه ریزی درسی، تهیه و تدوین منطقی محتوا و سند مکتوب برنامه درسی است و بعد دیگر آن مربوط به فرایند آموزش و نحوه انتقال آن به مخاطبان برای رسیدن به هدفهای مورد نظر است. هر جامعه ای با توجه به نظام های ارزشی حاکم بر آن، درصدد تعلیم و تربیت افرادی است که آرمان های خود را در وجود آن ها متبلور سازد که بخش اعظمی از این اهداف از طریق نظام های آموزشی (رسمی و غیررسمی) تحقق می یابد (رضازاده، دلگشایی و سلطان-رضوانفر، ۱۳۹۰).

   بنابراین برنامه درسی می تواند محیطی را فراهم کند تا فراگیران ضمن کسب آگاهی های لازم، زندگی کردن را بیاموزند و تجربۀ زندگی کردن را به دست بیاورند و چارچوبی برای تصمیم گیری فراهم آورد، که در قالب آن با بحث از مؤلفه های آن تلاش می شود تجربیات یادگیری و یاددهی سازماندهی شود، اما نتایج به دست آمده حاکی از آن است که ارزش ها تنها از طریق برنامه درسی صریح و اعلام شده انتقال نمی یابند بلکه گاه بیش ترین تأثیر از راه های ضمنی و پنهانی صورت می پذیرد. صاحب نظران تعلیم و تربیت برای تشریح آموخته ها و نگرش هایی که تحت تأثیر این عوامل ضمنی در فراگیران قرار می گیرند و هم چنین پیامدهای آن ها، از عنوان «برنامۀ درسی پنهان» بهره گرفته اند، که دارای اثرات مثبت و منفی فراوان بر فراگیران است (همان).

۱-۲) بیان مسأله

   برنامۀ درسی  به عنوان یکی از ستونهای الزامی سازۀ علوم تربیتی نقش بی بدیلی در عملکرد های تربیتی داشته است  و حتی پا را از قلمرو رسمی بودن بیرون گذاشته، فرایند های غیررسمی را در بر گرفته است . برنامۀ درسی، به منزلۀ ظرف و ظرفیتی در نظر گرفته شده است که کارکردهای چندگانه پیدا کرده و در صدد بر آمده تا همۀ اتفاق های آموزشی آشکار و پنهان و شکل عملی شدن انتظارات و مقاصد آموزشی را در خود جای دهد . برنامۀ درسی به منزلۀ یک فرایند، می خواهد مسیری باشد که آغاز و پایان جریان یادگیری و آموزش را به هم پیوند دهد (اسکندری، ۱۳۸۷).

   برنامۀ درسی عمومی شامل اندیشۀ اسلامی، تاریخ اسلام، اخلاق، انقلاب اسلامی، آشنایی با منابع اسلامی، تربیت بدنی  و دروسی است که دارای اطلاعات و معلومات عمومی مانند زبان و ادبیات فارسی و انگلیسی می باشد. با اشاره به تعریف آیین نامه های آموزشی، دربارۀ دروس عمومی گفته می شود: دروس عمومی به منظور توسعۀ اطلاعات و معلومات عمومی دانشجویان و همجنین تقویت جنبه های شخصیتی دانشجویان ارائه می شود که گذراندن آن برای هر دانشجو الزامی است (دلویی، ۱۳۸۹).

   در حیطۀ دروس عمومی پژوهشهای کمی صورت گرفته و بیشتر در شاخه دروس معارف اسلامی، که درواقع زیرمجموعه ای از دروس عمومی هستند پژوهشهایی صورت گرفته است که بیشتر آنها نیز کمی می باشند. نتایج این پژوهشها نشان می دهد که عمده ترین مشکلات دانشجویان در ارتباط با دروس معارف اسلامی عبارتنداز: مشکلات مربوط استادان ۴۵ درصد، محتوای درس ۲۸/۵ درصد، نداشتن انگیزه برای خواندن درس۸/۲ درصد، برنامه ریزی دروس ۳/۸ درصد، نامناسب بودن درس ۴۰ درصد (یوسفی لویه، ۱۳۷۹).

   تربیت بدنی به عنوان یکی از زیرمجموعه های دروس عمومی، فرایندی است آموزشی- تربیتی که هدف آن تکامل همه جانبۀ انسان در طول زندگی است. به عبارتی بخشی از جریان تعلیم و تربیت است که به واسطۀ حرکت و ورزش، جریان رشد را در تمامی ابعاد انسانی تسهیل و هماهنگ می نماید و به شکوفایی استعدادهای مطلوب کمک می کند و در کلیۀ نظامهای آموزش و پرورش جایگاه ویژه- ای دارد. تربیت بدنی علاوه بر رشد و تقویت قوای جسمانی فراگیران، شرایطی را فراهم می آورد تا سایر ابعاد اخلاقی، اعتقادی، جسمانی، عقلانی، ادراکی، مهارتی، اجتماعی و عاطفی آنان را رشد و توسعه دهد و نقش اساسی در تربیت افراد جامعه ایفا نماید (رضازاده و همکاران، ۱۳۹۰).

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

   تحقیقات مختلفی ثابت کرده است که تربیت بدنی و فعالیتهای ورزشی می تواند به عنوان یک روش کمکی در کنار سایر روش های درمانی، نقش بسزایی در درمان بیماری افسردگی داشته باشد چون:

عکس درباره افسردگی Psychological depression

الف: هنگام فعالیتهای بدنی هورمونی بنام «اندروفین» در بدن ترشح می شود که باعث نشاط و شادابی انسان می شود، بطوری که کمبود این هورمون در بعضی از بیماران افسرده مشاهده شده است.

ب: در طول فعالیتهای ورزشی، انسان از محرک های فشارآور زندگی رهایی یافته و همین، باعث بهبود خلق می شود؛ به عبارت دیگر گریز از فشارهای زندگی روزانه به وسیله ورزش باعث کاهش اضطراب و افسردگی می شود (سلطانیان، ۱۳۸۱).

   نظم اجتماعی و سازگاری اجتماعی یکی از اهداف عالی تربیت‎بدنی و ورزش می‎باشد. افراد شرکت کننده در فعالیت‎های حرکتی و ورزشی در محیط فعالیت که همچون یک آزمایشگاه کوچک اجتماعی است، رعایت قوانین و مقررات، احترام به دستورات و نظرات، رعایت حقوق دیگران، همکاری و تعاون با افراد تیم خود و یا سایر ورزشکاران، رعایت نظم و انضباط، رعایت مسائل اخلاقی و انسانی، گرایش به فضائل اخلاقی و دوری جستن از رذائل اخلاقی و را مستقیماً تجربه می‎کنند و آموزش می‎بینند و برای اینکه در فعالیت خود موفق باشند ملزم به رعایت موارد فوق می‎باشند، بنابراین افراد شرکت کننده در فعالیت‎های حرکتی و ورزشی، این موارد آموزش دیده را، در جامعه نیز در شرایط گوناگون تعمیم داده و رعایت می‎کنند و افرادی منظم و سازگار می‎باشند. بنابراین از بزهکاری، ناسازگاری و اقدام به انجام اعمال خلاف قانون و در نهایت مرتکب شدن جرم خودداری می‎کنند (پیناتل ، ۱۳۴۵).

   مروری اجمالی بر ادبیات و مطالعات حوزۀ برنامه درسی نشان می دهد که برنامۀ درسی در سه مقولۀ کلی برنامۀ درسی رسمی و صریح، برنامۀ درسی عقیم و برنامۀ درسی مستتر(پنهان) طبقه بندی شده است. این سه مقوله قلمرو جدید برنامۀ درسی را به عنوان یک حوزۀ تخصصی در جهان امروز شکل داده است (قورچیان، ۱۳۷۳).

   برنامۀ درسی پنهان از جمله  مفاهیم بسیار ارزشمند و راهگشا در تفکر و عمل برنامه‌ریزی درسی می باشد (مهرمحمدی، ۱۳۸۰). برنامۀ درسی پنهان اشاره به آن دسته از یادگیریها دارد که در سرفصلهای برنامۀ درسی یا سیاستهای آموزشی بصورت آشکار مطرح نشده است ولی به نظر می رسد که جزء دائمی و مؤثر آموزش باشد و ممکن است به عنوان یک مورد ناخواسته و بعبارتی دیگر ناشناخته تعریف شود. واژۀ برنامۀ درسی مستتر بعد وسیعی از تعاریف را در برمی گیرد و در تجارب آموزشی در برابر تعاریف رسمی در مورد برنامۀ درسی و تأثیرات واضح تعاملات آموزشی قرار دارد. باتوجه به اینکه آموزش دانشگاهی تمایل بیشتری برای آزادی در برنامۀ درسی خود نسبت به مدارس دارد، پس برنامۀ درسی مستتر نقش مهمی را در یادگیری دانشجویان ایفا می کند (صالحی، رحیمی، عابدی و بهرامی، ۱۳۸۲) . عواملی چون قوانین و مقررات مدرسه، جو اجتماعی مدرسه و رابطۀ رویارویی دانش آموزان به عنوان مؤلفه های برنامۀ درسی پنهان تعیین گردیده است (ملکی، ۱۳۸۵).

   صاحبنظران مختلف برنامۀ درسی پنهان معتقدند که فراگیر صرفاً آنچه را که در برنامۀ درسی آشکار به آن تصریح شده است یاد نمی گیرند، بلکه چیزهای متنوع و متعدد دیگری ضمن تحصیل در نظام آموزشی یاد می گیرند. پس می توان گفت که برنامۀ درسی پنهان یعنی اثرات ناخواسته ی حاصل از مواجهه ی دانشجویان با برنامۀ درسی آشکار. از این رو منظور از برنامۀ درسی پنهان در دروس عمومی در نظام آموزش عالی و در پژوهش حاضر را می توان اثرات ناخواسته ی حاصل از مواجهه ی دانشجویان با این دروس دانست. منظور از این اثرات ناخواسته در این پژوهش تمام تأثیراتی است که این درس(تربیت بدنی) می تواند در فکر، عواطف، باورها، نگرشها، رفتار فراگیران و سایر جنبه های شخصیتی آنها ایجاد کند.

   با توجه به نتایج مطالعات انجام شده و اهمیت برنامۀ درسی پنهان در آموزش، بخصوص آموزش عالی و عدم وجود تحقیق کیفی مناسب در این زمینه و این که تاکنون از روش های کیفی از جمله پدیدارشناسی، برای بررسی ادراک دانشجویان در درس تربیت بدنی استفاده نشده است، در این  پژوهش محقق برآن شده است تا تجارب دانشجویان دانشگاه تبریز از برنامۀ درسی پنهان در درس تربیت بدنی به عنوان زیرمجموعه ای از دروس عمومی را بررسی کند.

۱-۳) اهمیت و ضرورت پژوهش

   دانشگاه ها به عنوان مهمترین کانون علمی و فرهنگی جامعه با تربیت متخصصین در تعیین سرنوشت آتی کشور نقش اساسی دارند (محمدی مهر و فتحی واجارگاه، ۱۳۸۷).

   با توجه به اهداف و رسالت های کلی آموزش عالی، جهت گیری های عمدۀ  برنامۀ درسی آن در چند حیطه شامل حیطۀ تخصصی، حیطۀ پژوهش و توسعۀ دانش، حیطۀ پرورش مربیان و درنهایت حیطۀ عمومی، مورد توجه برنامه ریزان درسی آموزش عالی قرار گرفته است. حیطۀ آموزش عمومی در آموزش عالی در کنار حیطه های تخصصی، پژوهشی و توسعه ی دانش از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ خصوصاً در دنیای کنونی که بیش از پیش، نیاز به دانش آموختگان دارای اطلاعات و مهارتهای عمومی، توانمند در دسترسی به اطلاعات، برقراری ارتباطات مؤثر، تجزیه و تحلیل مسائل و ارائه راه حلها، تفکر خلاق و شناسایی محیط ملی و بین المللی احساس می شود. بدین ترتیب، ضمن تأکید بر آموزش و تربیت حرفه ای  تخصصی، آموزش عمومی نیز جایگاه خود را در آموزش های دانشگاهی حفظ نموده است و با عبارت های متفاوتی هم چون «برنامۀ پایه مشترک» و «برنامۀ مهارتهای اساسی» و آموزش عمومی  مطرح می شود. در هر صورت، این بخش از برنامه ی درسی به عنوان جزء

جدایی ناپذیر و عنصر اساسی از برنامه ی درسی آموزش عالی در نظام های مختلف شناخته شده است

(عارفی، قهرمانی و رضایی زاده، ۱۳۸۸).

   هم چنین در اهمیت و تأثیر برنامۀ درسی پنهان گفته شده است برنامۀ درسی پنهان، در حدی معنی دار، تعیین کننده آن چیزی است که مبنای احساس ارزش و عزت نفس همۀ شرکت کنندگان است و بیش از برنامۀ درسی رسمی در سازگاری فراگیران و مدرسان تأثیر دارد. در این راستا تعامل و یکپارچگی تمامی مؤلفه ها و عناصر برنامه برای نیل به اهداف و غایات نظام آموزش عالی ضروری می نماید.

   یکی از نیازهای ضروری جوامع که نقش مؤثری در تحقق اهداف و برنامه های اجتماعی هر جامعه- ای دارد تربیت بدنی و ورزش است. این پدیده دارای کارکردهای متعددی می باشد و با سایر پدیده- های اجتماعی ارتباط و تعامل زیادی دارد (رضازاده و همکاران، ۱۳۹۰).

   ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻫﺎﻱ ﻭﺭﺯﺷﻲ، ﺍﺯ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﭘﻴﺶ ﺩﺑﺴﺘﺎﻧﻲ ﺗـﺎ ﭘﺎﻳـﺎﻥ ﺗﺤﺼﻴـﻼﺕ ﺩﺍﻧﺸـﮕﺎﻫﻲ، ﺗﻮﺳـﻌﻪ ﻱ ﻣﻬﺎﺭﺕ- ﻫـﺎﻱ ﻋﺼﺒـﻲ ﻋﻀﻼﻧـﻲ ﻭ ﺗﻮﺳـﻌﻪ ﻱ ﺗﻮﺍﻧﻤﻨﺪﻱ ﻫﺎﻱ ﺟﺴـﻤﺎﻧﻲ، ﺭﻭﺍﻧﻲ ﻭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ. ﺑﺎ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻋﺎﺩﺍﺕ ﻭﺭﺯﺷﻲ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺗﺤﺼﻴﻞ، ﻓﺮﺻﺖ ﻣﻨﺎﺳـﺐ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻫﺎﻱ ﻭﺭﺯﺷـﻲ ﺩﺭ ﻣﺮﺍﺣـﻞ ﺑﻌﺪﻱ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻣﻲ ﺷـﻮﺩ. ﺑﺪﻳـﻦ ﺗﺮﺗﻴﺐ ﺷـﺎﻧﺲ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺳـﺎﻟﻢ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺍﻓﺰﺍﻳـﺶ ﻣﻲ ﻳﺎﺑﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻛﻴﻔﻴﺖ زندگی افزوده می شود. ﺍﻫﺪﺍﻑ ﺗﺮﺑﻴﺖ ﺑﺪﻧﻲ ﺩﺭ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺭﺍﺳﺘﺎﻱ ﺍﻫـﺪﺍﻑ ﻋﻤﻮﻣـﻲ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻗـﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ، ﺷﺎﻣﻞ ﺗﻮﺳـﻌﻪ ﻭ ﺷﻜﻮﻓﺎﻳﻲ ﺟﺴـﻤﺎﻧﻲ، ﺫﻫﻨﻲ ﻭ ﻋﺎﻃﻔﻲ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﻣﻲ ﺷـﻮﺩ. ﺍﻳﻦ ﺍﻫﺪﺍﻑ ﻛﻪ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺭﺷﺪ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﺮﻣﻲ ﮔﻴﺮﺩ، ﻣﻮﺟﺐ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﺗﺮﺑﻴﺖ ﺑﺪﻧﻲ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺩﺭﻭﺱ ﺩﻳﮕﺮ شده است (محمدی، ۱۳۸۹).

   این طور به نظر می رسد که در کلاسهای تربیت بدنی همۀ توجه ها به انتقال دانش و ایجاد مهارتهای خاص و مورد انتظار اجتماعی معطوف شده است درحالی که به تأثیر خود کلاس، محیط و فضای فیزیکی آموزشی، تعامل مربیان و فراگیران و . کم تر پرداخته شده است و بیش از دانسته ها و توانسته های معلم، نوع مواجهۀ او، نگاه و سخت گیری او به پدیده ها و مسائل زندگی است که بر فراگیران اثر می گذارد. این تأثیر ناخواسته و پنهان که مورد غفلت واقع شده، همان تأثیر خواسته و آشکار برنامۀ پنهان می باشد. از این رو پرداختن به این نوع برنامۀ درسی در این عرصه ضرورت بیش- تری دارد و پیش نیاز برنامه ریزان این حوزه به شمار می رود (رضازاده و همکاران، ۱۳۹۰).

۱-۴) هدف پژوهش

شناسایی تجارب اکتسابی دانشجویان دانشگاه تبریز از برنامۀ درسی پنهان در درس تربیت بدنی

۱- ۵)  سؤال پژوهش

تجارب دانشجویان دانشگاه تبریز از برنامۀ درسی پنهان در درس تربیت بدنی چگونه است؟

۱-۶ ) طرح مفاهیم و اصطلاحات :

۱-۶-۱) تجارب اکتسابی: آگاهی یا مهارتی که فرد در طول زندگی از راه سعی و کوشش به دست می آورد (فرهنگ لغت عمید و فرهنگ فارسی معین).

1400/02/29

پایان نامه بررسی جایگاه مولفه‌های تفکر انتقادی در کتاب‌های درسی پایه‌ی ششم ابتدایی

در دنیای امروز میزان دانش و اطلاعاتی که از طریق رایانه‌ها و انواع وسایل ارتباطی فراهم می‌شوند؛ بیش از حد توانایی افراد در استفاده از آن‌ ها می‌باشد. در چنین شرایطی لزوم ادامه نقش استادان و معلمان به منزله مخزن دانش و ایفای نقش سخنران و منتقل کننده اطلاعات کمتر احساس می شود. و به جای آن اهمیت افزایش مهارت شاگردان در تفکر و استدلال و پردازش اطلاعات و نهایتاَ بکارگیری آنها خودنمایی می‌کند. این در حالی است که بسیاری از محافل آموزشی به  جای پرداختن به پرورش قابلیت‌های فکری افراد، همچنان بر یادگیری مطالب و اطلاعات از طریق حفظ کردن و انباشتن آن‌ ها در ذهن و در نتیجه شرایط موجود آموزش و ترویج سبک انفعالی آموزش، تأکید کرده و ادامه می دهند.  با توجه به تغییرات نظام‌های آموزشی در سراسر جهان خوشبختانه این حالت انفعالی در برخی کشورها در حال دگرگونی است و حرکت برای پرورش قدرت و استعدادهای فکری شاگردان هم در حال توسعه تفکر انتقادی[۱]مشاهده می‌شود و بسیاری از دانشگاه‌ها، دبیرستان‌ها و حتی مدارس ابتدایی در حال آزمودن روش‌های متعدد و مختلف آموزش تفکر انتقادی به دانش‌آموزان  از طریق برنامه درسی، محتوا  و مجریان برنامه‌ی درسی هستند.

با انفجار اطلاعات، جهان وارد عصر جدیدی گردیده و دانش بشر را به‌گونه‌ای حیرت‌انگیز افزایش داده  است، به گونه‌ای که دانش تولید شده بشر در طول ۳۰ سال گذشته از جمع کل دانش تولید شده در طی هزار سال قبل از آن فراتر رفته است. بر اساس پژوهش لیمن و واریان[۲] (۲۰۰۳) اطلاعات و دانش جدید بشر از سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۲ در حدود ۳۰ درصد رشد یافته است. هنگامی که اطلاعات به‌طور روزانه فربه شود، به‌طور طبیعی بر نحوه‌ی پردازش آن تاثیر زیادی می‌گذارد. آهنگ سریع تغییرات در همه‌ی زمینه‌ها و افزایش مداوم منابع اطلاعات، افراد را ملزم ساخته است تا بصورت انتقادی بیندیشند. افراد با اطلاعات فزاینده‌ای مواجه هستند که در رادیو و تلویزیون‌های دولتی و شبکه‌های خصوصی ماهواره‌ای، در اینترنت، وبلاگ‌ها و سایت‌های مختلف انتشار می‌یابد. با توجه به حجم بالای اطلاعات موجود در رسانه‌های کنونی، بی تردید افراد لازم است تا حجم بزرگی از اطلاعات را پالایش کنند. آنها باید بتوانند حجم وسیعی از منابع را در درون نظام‌های شبکه‌ای پیچیده، پردازش کنند و اطلاعات محکم و درست را از اطلاعات غلط و ناسالم تشخیص دهند. به عبارت دیگر در دنیای معاصر، اشخاص باید توان آن‌را داشته باشند تا به‌طور انتقادی به ارزیابی مقدار متنابهی از اطلاعاتی بپردازند که از تلویزیون، روزنامه، اینترنت و رسانه‌های متنوع دیگر به دست می‌آید . مهارت‌های تفکر سطح بالا نظیر تجزیه و تحلیل، ترکیب، بازشناسی مساله، استنباط و ارزیابی به افراد کمک می‌کند تا در مواجهه با اطلاعات فزاینده‌ی بشری، به خوبی عمل کنند( نیستانی، ۱۳۹۲ ، ص ۱۵ ).

بنابراین در عصری که کتاب‌های درسی قبل از در آمدن از زیر چاب کهنه می‌شوند و بیشتر مشاغل، نوآوری های سریع ومداوم را تجربه می کنند، ناگزیر باید هدف‌های غایی وکلی تعلیم وتربیت تغییر یابند و به پرورش شیوه‌ی تفکر انتقادی در افراد به  عنوان یکی از هدف‌های اصلی تعلیم وتربیت، بیشتر توجه شود. همچنین، در فرایند آموزش باید ضمن تقویت روحیه‌ی انتقادپذیری در معلمان، روحیه ی انتقاد کردن و زمینه ی بررسی و تحقیق را در شاگردان به‌وجود آورد(مایرز[۳]، ۱۳۹۰).

بر این اساس، با توجه به این‌که از دیدگاه بسیاری از مربیان و فلاسفه، پرورش تفکر انتقادی نه تنها هدف عمده نظام تعلیم و تربیت هر جامعه ای محسوب می شود، بلکه به عنوان شرط اولیه و یکی از رسالت‌های اصلی تربیت در مدارس نیز قلمداد می‌گردد و همچنین نظر به این‌که دانش‌آموزان پایه‌ی ششم دوره‌ی ابتدایی در دوره‌ی رشد تفکر انتزاعی قرار دارند؛ محتوای کتاب‌های درسی این مقطع می‌تواند جایگاه مهمی برای رشد تفکر انتقادی در نظام آموزشی و زندگی روزمره‌ی دانش‌آموزان داشته باشد، پس لازم است برنامه درسی پرورش دهنده‌ی مهارت‌های تفکر انتقادی باشد.

  • بیان مسئله

استفاده و گسترش صلاحیت های تفکر برای رشد دانش آموزانی که به طور فزاینده در حال روبه رو شدن با جهان فناوری و طبعاَ جهانی گسترده‌اند، حیاتی است. امروز کشورهای سراسر جهان در حال تشخیص این نکته‌اند که گستره‌ای وسیع از قابلیت ها – مهارت‌های تفکر به‌علاوه مهارت‌های پایه – جهت آماده کردن بچه ها برای آینده‌ای غیر قابل پیش‌بینی مورد نیازند؛ زیرا اشخاص نمی‌توانند دانش کافی برای استفاده آینده در حافظه‌شان ذخیره کنند. اطلاعات به اندازه‌ای در حال گسترش‌اند که اشخاص، برای این‌که قادر به اداره مسائل مختلف، در زمینه و زمان‌های مختلف زندگی‌شان باشند، نیازمند مهارت‌های قابل انتقال‌اند. پیچیدگی شغل‌های امروزی نیاز به افرادی دارند که بتوانند در تولید دانش و فرایند‌های جدید مطلب را درک، قضاوت و مشارکت کنند. بسیاری از دانش‌آموزان ما ممکن است در آینده مشاغلی داشته باشند که امروزه آن مشاغل وجود ندارند. بنابراین مهم است که دانش‌آموزان در مورد صلاحیت‌های پردازش تفسیر  و ارزیابی اطلاعات جدید آموزش ببینند. جوامع امروزی نیاز به شهروندانی دارد که اطلاعات منابع مختلف را جذب کنند و درست بودن آن را تعیین نموده و برای قضاوت از آن استفاده کنند.( کتاب معلم تفکر و پژوهش ششم ابتدایی،۱۳۹۱، ص۳ )

به همین مبناست است که مربیان بزرگ، تفکر را اساس و مبنای تعلیم و تربیت قرار می دهند و رشد قوه‌ی تفکر را هدف عمده مؤسسات تربیتی تلقی می‌کنند ( شریعتمداری ، ۱۳۸۲ ،ص ۳۷۹)

انیس[۴]، لیپمن[۵] و پل[۶] معتقدند که تربیت انسان‌های صاحب اندیشه باید نخستین هدف تعلیم و تربیت باشد( شعبانی، ۱۳۸۹). در جامعه‌ای که سیستم تعلیم و تربیت آن بدون بحث و انتقاد، امور را می‌پذیرد و بدون تفکر آن‌را منعکس می کند، خطر به وجود آمدن انسان‌های فاقد توازن و نیروی تفکر در جامعه زیاد می‌باشد و لذا هالپرن[۷] معتقد است هدف تعلیم و تربیت برای شهروند مردم سالار، پرورش تفکر انتقادی است. مطابق دیدگاه پل (۱۹۹۲) تفکر انتقادی یکی از اهداف تعلیم و تربیت نیست بلکه هدف اساسی آن است( به نقل از بدری ، ۱۳۸۵)

دست یابی به اهداف تعلیم وتربیت که در قالب کتاب‌های درسی و محتوای تعیین شده منعکس می‌شوند، آرمان هر نظام آموزشی است. اگر برنامه درسی و محتوای کتاب‌های درسی مربوط، هماهنگ و همسو با اهداف تعلیم وتربیت نباشد نمی‌توان نسبت به تحقق هدف‌های مورد انتظار امیدی داشت. بنابراین موفقیت یک نظام آموزشی در گرو هماهنگی تمام اجزای آن با یکدیگر و همسویی آنان در جهت تحقق هدف‌ها  مربوطه می‌باشد و همان طور که بیان شد یکی از اساسی‌ترین اهداف تعلیم و تربیت، پرورش تفکر انتقادی در فراگیران می‌باشد.

چت مایرز(۱۳۹۰) تفکر انتقادی را شناسایی استدلال‌های غلط، پرهیز از تناقضات و مفروضات اظهار شده و اظهارنشده در بحث‌های دیگران، نبود هیجان عاطفی هنگام روبه رو شدن با مسأله یا نبود تعادل تعریف می کند و معتقد است عامل اصلی در تفکر انتقادی طرح پرسش‌های مربوط به مسأله و نقد و بررسی راه حل‌ها بدون مطرح کردن جایگزین‌هاست.

دیوئی[۸] ماهیت و ذات تفکر انتقادی را «قضاوت معلق» یا بدبینی سالم (نقد سازنده) و پرهیز از تعجیل در قضاوت تعریف می کند، به عبارت دیگر او تفکر انتقادی را بررسی فعال ، پایدار و دقیق هر عقیده یا دانش می‌داند.( مایرز، ۱۳۹۰)

پل و الدر[۹] ( ۲۰۰۶ ) چارچوب عملی تفکر انتقادی را بعنوان یک فرایند شناختی می دانند و نشان می‌دهند که فقط با تبدیل شدن به تفکر درباره تفکر می توان توانایی‌های شخصی را برای ارزیابی استدلال‌ها و به چالش کشیدن پیش فرض‌های دیگران بهبود بخشید(به نقل از مارنیک[۱۰]، ۲۰۱۳،ص۷)

آموزش تفکر انتقادی شامل ایجاد عمدی جو عدم تعادل است تا شاگردان بتوانند فرایندهای فکری خود را اصلاح کنند یا دوباره از نو بسازند، متاسفانه در طول سال‌های تعلیم و تربیت، آگاهی‌ها و حقایق بی‌شماری به دانش‌آموز عرضه می‌شود ولی نحوه‌ی تفکر و اصول اندیشیدن در او تقویت نمی‌شود گویی استعداد اندیشیدن در جریان عمل به طور خودکار بروز می‌کند. یافته‌های پژوهش نشان‌دهنده‌ی فقر مهارت نقد و ارزیابی در کلاس درسی است و شاید به همین دلیل است که در حال حاضر، تفکر انتقادی به عنوان یک کمبود در سطح جهان، نظر کارشناسان را به طور جدی به خود جلب کرده است (آنه تامسون[۱۱] ، ۱۳۸۲) و در رابطه با جایگاه تفکر انتقادی در کتب درسی پایه‌ی ششم دوره‌ی ابتدایی، تحقیق و یا پژوهشی که به طور مستقیم به این موضوع پرداخته باشد، یافت نشد اما در عین حال تحقیقات مختلفی درباره‌ی جایگاه تفکر انتقادی در دروس، پایه‌ها و مقاطع دیگر انجام شده که در این‌جا به برخی از آن‌ ها اشاره می‌شود:

نتایج پژوهش قاسمیان (۱۳۸۸) با عنوان «بررسی جایگاه تفکر انتقادی در برنامه درسی دوره ابتدایی» که با روش تحلیل محتوا و با بهره گرفتن از سیاهه ی تحلیل محتوا انجام داده، نشان می‌دهد که از بین عناصر برنامه درسی، در کتاب راهنمای معلم در حد انتظار به تفکر انتقادی توجه شده است  و عنصر محتوای کتاب‌های درسی کمترین توجه به مؤلفه های تفکر انتقادی داشته اند(خواجه زاده  -۱۳۹۰).

تحقیق یعقوبی(۱۳۸۹) با عنوان «بررسی جایگاه تفکر انتقادی در محتوای کتاب مطالعات اجتماعی دوره متوسطه»که به روش تحلیل محتوا و بر اساس مؤلفه های تفکر انتقادی لیپمن بود، نشان می‌دهد که محتوای این کتاب تا حد زیادی بر پرورش مهارت‌های سؤال کردن ، تحلیل و ارزیابی ، ارزیابی شواهد و اظهارات ، جمعی بودن و منطقی بودن تاکید دارد. اما در حد متوسطی بر پرورش مهارت های استدلال کردن ، تفسیر کردن ، قضاوت صحیح درباره مسائل و صراحت داشتن تاکید می‌کند.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

تحقیق دیگری که توسط خواجه زاده (۱۳۹۰) با عنوان «تحلیل محتوا کتاب تاریخ معاصر ایران در دوره متوسطه  از بعد تفکر انتقادی » انجام گرفت نشان داد که برخی از مؤلفه های تفکر انتقادی در این کتاب مورد توجه قرار نگرفته و برخی نیز به میزان بسیار کمی مورد توجه قرار گرفته است.

از مجموع مطالعات انجام شده به روشنی می‌توان دریافت که نه ‌تنها در ایران بلکه در بسیاری از کشورهای جهان، مسئله تفکر انتقادی و نحوه‌ی آموزش آن با مشکلات اساسی مواجه است و محتوای آموزشی آن‌طور که باید با توجه به اهمیت و نقش خود در پرورش تفکر انتقادی قادر به پرورش تفکر انتقادی دانش آموزان نیست و از ویژگی‌های لازم جهت نیل به این هدف برخوردار نیست، بر این اساس برای ایفای نقش مؤثر و متناسب با تحولات جهانی و افزایش تاثیرگذار محتوا، بایستی محتوای درسی از بعد تفکر انتقادی مورد توجه ویژه قرار گیرد، تا این محتوا با کسب ویژگی‌های لازم، جوابگوی نیازهای اساسی دانش آموزان بوده و تفکر انتقادی را در آنان پرورش دهد و از این رهگذر دانش‌آموزان به یادگیرندگان مادام العمر و شهروندانی مسئول تبدیل شوند. بر همین اساس در سال‌های اخیر  در کشورمان برای حل چنین مشکلاتی کارگزاران و متخصصان و برنامه‌ریزان تعلیم و تربیت، در جهت تدوین سند تغییر و تحول بنیادین آموزش و پرورش و برنامه درسی ملی برآمدند که اولین هدف اساسی آن تربیت عقلانی و تقویت تفکر و تعقل می‌باشد(مصوبات شورای عالی آموزش و پرورش در راستای تحول بنیادین، ۱۳۹۱، صص. ۱۲۷-۱۲۸). که یادگیری‌ها و صلاحیت‌های مشترک در تفکر و تعقل عبارتند از: انواع تفکر یعنی تخیل، حل مسئله، تفکر انتقادی، ابداع و خلق، تفکر سیستمی که  فرایند تفکر نیز به ترتیب با پرسش‌گری، کاوش‌گری، هدایت مشاهدات(پرورش حواس پنج‌گانه)، تحلیل، قضاوت بر اساس شواهد و تصمیم گیری ادامه می‌یابد اما کار به تفکر ختم نمی‌شود بلکه با قضاوت بر اساس نظام معیار که همان تعقل است پیگیری می‌شود(تغییرات برنامه‌های درسی پایه‌ی اول ابتدایی در راستای همسوسازی با برنامه درسی ملی، ۱۳۹۰، ص۱۷)

در همین راستا پژوهشگر بر آن است که با توجه به تغییرات و تحولات زیادی که در سال‌های اخیر درنظام آموزشی کشورمان و بالتبع در برنامه‌ی درسی کشور و محتوای آموزشی ایجاد شده است و همچنین با توجه به تدوین برنامه درسی ملی و اهداف آن که به روشنی به اهمیت تعقل و تفکر پرداخته است؛ در این تحقیق محتوای آموزشی کتب درسی پایه‌ی ششم دوره‌ی ابتدایی را با توجه به نقش و اهمیت این کتب در پرورش انواع تفکر به خصوص تفکر انتقادی، مورد بررسی و تحلیل قرار دهد تا میزان توجه و مطابقت آن با مولفه‌های تفکر انتقادی مشخص شود. با توجه به آن‌چه بیان شد مسأله اساسی در این تحقیق آن است که :

تا چه اندازه‌ای در محتوای کتاب‌های درسی پایه‌ی ششم دوره‌ی ابتدایی به مؤلفه‌های تفکر انتقادی توجه شده است؟

  • ضرورت تحقیق

   کتاب درسی یا محتوای مواد آموزشی به‌ویژه در نظام‌های آموزشی متمرکز محور مکتوب و مدون تعلیم و تربیت محسوب می‌شود که فعالیت‌ها و تجربه‌های تربیتی دانش‌آموزان توسط معلم و حول محور آن سازماندهی می‌شود و نیاز به بررسی و تحلیل علمی دارد. و نوعی از تحلیل‌ها که برای برنامه‌ریزان درسی، مؤلفین و تصمیم‌گیرندگان برنامه‌های درسی بسیار مفید و ضروری است تحلیل محتوایی است( یار محمدیان، ۱۳۹۱ ). و یکی از مهم‌ترین مهارت‌هایی که نظام‌های آموزشی باید به آموزش آن همت گمارند مهارت تفکر انتقادی است، چرا که  متخصصان بزرگ تعلیم وتربیت با تاکید بر اهمیت تفکر؛ بویژه تفکر انتقادی، پرورش آن را یکی از اهداف اصلی تعلیم و تربیت می‌دانند(مایرز، ۱۳۹۰). یادگیری تفکر نقادانه، برای عمق بخشیدن و پرسیدن، مهارتی ضروری برای یادگیرندگان است، با به کاربردن بهترین راهبردهای تمرینی، مدرسان می توانند یادگیرندگان خود را با ابزارهایی آماده سازند تا تصمیمات بهتری بگیرند، احتمالات تازه ای ببینند، تعصب را با افزایش فهم، کاهش دهند و قادر به تعقل و تفکر و موثر در یک جامعه‌ی متنوع باشند(مارنیک[۱۲]، ۲۰۱۳،ص ۱۸)

برای رشد دانش آموزان در تفکرهایشان و انتقال مهارت‌های این تفکرات به زمینه های دیگر، آنان باید بتوانند ارزش تفکر خود و تفکر سایرین را با شناخت استانداردهای آشکار ارزش‌سنجی تفکرشان بدانند (ادمان[۱۳]، ۲۰۰۹، ص۴۶). بنابراین برای تحول برنامه‌های آموزش و پرورش این چالش وجود دارد که نه‌تنها یک فرد نخبه بلکه همه افراد را قادر سازند که متفکرانی مؤثر باشند، زیرا این قابلیت مورد نیاز هر فردی است. یادگیرندگان باید آگاهی‌شان را از خود به عنوان متفکران و یادگیرندگان گسترش دهند، راهبردهایی را برای تفکر مؤثر تمرین کنند و منش تفکر را که در طول زندگی به آن نیاز دارند، گسترش دهند(کتاب معلم تفکر و پژوهش ششم ابتدایی،۱۳۹۱).

در دنیای امروز بیش از هر زمان دیگری کسب مهارتهای تفکر انتقادی به ضرورتی غیر قابل انکار در بازار کار، رویارویی با سوالات مادی و معنوی، ارزیابی دیدگاه ها، خط مشی های افراد، مؤسسات و نهایتا مواجهه با مشکلات اجتماعی تبدیل شده است (هاتچرو اسپنسر[۱۴]،۲۰۰۵).

دانش آموزان ما پس از سال­ها که تحصیل می­ کنند باز هم فلسفی فکر نمی کنند و به دنبال حفظ طوطی وار و یادگیری تصنعی هستند. محتوای کتاب‌های درسی ما باید مهارت‌های تفکر انتقادی دانش‌آموزان را پرورش دهند تا یادگیرندگانی مادام‌العمر وشهروندانی مسئول، جهانی و نقاد باشند. با این اوصاف شایسته است که برای ساختن جامعه­ای سالم و پیشرو در تمامی عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و. با دیدی ژرف­تر به موضوع تفکر و به‌ خصوص تفکر انتقادی در محتوای کتاب‌های درسی توجه کنیم. چون یادگیری و آموزش‌های دوران مدرسه و به خصوص دوران ابتدایی سنگ بناهای اولیه شخصیت افراد جامعه را تشکیل می دهد و اگر کج گذاشته شود افراد جامعه و خود جامعه مدنی را دچار آسیب‌های غیر قابل جبرانی می‌کند. و همچنین با توجه به این‌که دانش‌آموزان پایه‌ی ششم ابتدایی در مرحله رشد تفکر انتزاعی قرار دارند کتب این پایه نیز باید مهارت‌های لازم جهت پرورش این تفکر را در خود بگنجاند. پس ضروری است میزان توجه به تفکر انتقادی در محتوای کتاب‌های درسی مورد بررسی قرار گیرد و نتایج حاصل از این تحقیق می تواند به اجرای این ضرورت کمک نماید. بنابراین تحقیق و پژوهش در زمینه‌ی تفکر انتقادی و بررسی جایگاه آن برای دادن بازخورد و راهنمایی مناسب به برنامه‌ریزان و مؤلفان کتاب‌های درسی و همچنین معلمان مجری این کتب امری ضروری و مهم می‌باشد.

عکس مرتبط با اقتصاد

۱-۴- اهداف پژوهش

الف) هدف کلی پژوهش

تعیین میزان برخورداری محتوا (متن، فعالیت، تصاویر) کتاب‌های درسی پایه‌ی ششم دوره‌ی ابتدایی، از مؤلفه های تفکر انتقادی

ب) اهداف جزیی پژوهش

  • تعیین میزان برخورداری محتوای کتاب قرآن پایه‌ی ششم دوره‌ی ابتدایی، از مؤلفه‌های تفکر انتقادی
  • تعیین میزان برخورداری محتوای کتاب هدیه‌های آسمان پایه‌ی ششم دوره‌ی ابتدایی، از مؤلفه‌های تفکر انتقادی
  • تعیین میزان برخورداری محتوای کتاب فارسی پایه‌ی ششم دوره‌ی ابتدایی، از مؤلفه‌های تفکر انتقادی
  • تعیین میزان برخورداری محتوا کتاب ریاضی پایه‌ی ششم دوره‌ی ابتدایی، از مؤلفه‌های تفکر انتقادی
  • تعیین میزان برخورداری محتوای کتاب علوم پایه‌ی ششم دوره‌ی ابتدایی، از مؤلفه‌های تفکر انتقادی
  • تعیین میزان برخورداری محتوای کتاب مطالعات اجتماعی پایه‌ی ششم دوره‌ی ابتدایی، از مؤلفه‌های تفکر انتقادی
  • تعیین میزان برخورداری محتوای کتاب کاروفنآوری پایه‌ی ششم دوره‌ی ابتدایی، از مؤلفه‌های تفکر انتقادی
  • تعیین میزان برخورداری محتوای کتاب تفکروپژوهش پایه‌ی ششم دوره‌ی ابتدایی، از مؤلفه‌های تفکر انتقادی

۱-۵- سوالات پژوهش

الف)   سوالات اصلی

تا چه اندازه‌ای در محتوای کتاب‌های درسی پایه‌ی ششم دوره‌ی ابتدایی به مؤلفه‌های تفکر انتقادی توجه شده است؟

ب)  سوالات ویژه

  • تا چه اندازه در محتوای کتاب قرآن پایه‌ی ششم دوره‌ی ابتدایی، به مؤلفه‌های تفکر انتقادی توجه شده است؟
  • تا چه اندازه در محتوای کتاب هدیه های آسمان پایه‌ی ششم دوره‌ی ابتدایی، به مؤلفه‌های تفکر انتقادی توجه شده است؟
  • تا چه اندازه در محتوای کتاب فارسی پایه‌ی ششم دوره‌ی ابتدایی، به مؤلفه‌های تفکر انتقادی توجه شده است؟
  • تا چه اندازه در محتوای کتاب ریاضیات پایه‌ی ششم دوره‌ی ابتدایی، به مؤلفه‌های تفکر انتقادی توجه شده است؟
  • تا چه اندازه در محتوای کتاب علوم تجربی پایه‌ی ششم دوره‌ی ابتدایی، به مؤلفه‌های تفکر انتقادی توجه شده است؟
  • تا چه اندازه در محتوای کتاب مطالعات اجتماعی پایه‌ی ششم دوره‌ی ابتدایی، به مؤلفه‌های تفکر انتقادی توجه شده است؟
  • تا چه اندازه در محتوای کتاب کاروفنآوری پایه‌ی ششم دوره‌ی ابتدایی، به مؤلفه‌های تفکر انتقادی توجه شده است؟
  • تا چه اندازه در محتوای کتاب تفکروپژوهش پایه‌ی ششم دوره‌ی ابتدایی، به مؤلفه‌های تفکر انتقادی توجه شده است؟

۱-۶- تعریف واژه ها و مفاهیم

۱-۶-۱- تحلیل محتوا

الف) تعریف نظری: کریپندروف[۱۵] (۲۰۰۰) بیان می دارد تحلیل محتوا تحلیلی خلاصه و کمی از پیام‌هاست که به روش‌های علمی (شامل توجه به عینیت - داشتن طرح پیشین، اعتبار، قابلیت تعمیم، قابلیت تکرار و آزمون فرضیه) تکیه می‌کنند و صرفاً به انواع متغیرهایی که قابل اندازه‌گیری هستند یا به متنی که پیام‌ها در آن ایجاد یا عرضه شده‌اند، محدود نمی‌شود (به نقل از یارمحمدیان، ۱۳۹۱).

ب) تعریف عملیاتی : در این پژوهش منظور از تحلیل محتوا، تحلیل محتوای کتاب‌های درسی پایه‌ی ششم دوره‌ی ابتدایی، اعم از کتاب قرآن، هدیه‌های آسمان، فارسی، ریاضی، علوم،کار‌و‌فناوری، مطالعات اجتماعی و تفکر و پژوهش پایه‌ی ششم دوره‌ی ابتدایی می‌باشد. بدین منظور پس از تعیین ۹ مولفه‌ی تفکر انتقادی لیپمن و ۲۹ شاخص مربوط به آن ، کل کتاب های درسی ششم دوره‌ی ابتدایی شامل متن، فعالیت، تصاویر مد‌نظر قرار گرفت و مطالب مربوط بر اساس مولفه‌های تفکر انتقادی و مقولات مربوط به آن در قالب جداول کدگذاری ، ثبت و نتایج مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

۱-۶-۲- کتاب‌های درسی

الف) تعریف نظری: کتاب درسی یکی از عناصر آموزشی است که به عنوان یک منبع و مرجع یادگیری از طریق اثر بخشی محتوای آموزشی موجب انسجام و هدایت عوامل آموزشی و تسهیل جریان یاد دهی – یادگیری می‌گردد (حسن مرادی، ۱۳۹۰، ص۵۲).

ب) تعریف عملیاتی : در این تحقیق منظور از کتاب‌های درسی، کتاب‌های درسی پایه‌ی ششم دوره‌ی ابتدایی در سال تحصیلی ۹۳-۱۳۹۲ می‌باشد که در یک سال تحصیلی و در قالب برنامه‌درسی به دانش‌آموزان ارائه می‌گردد.

۱-۶-۳- محتوا

الف) تعریف نظری : محتوا عبارت است از مجموعه مفاهیم، مهارت‌ها و گرایش‌هایی که از سوی برنامه‌ریزان انتخاب و سازماندهی می‌شود. در عین حال آثار حاصل از فعالیت‌های یاددهی- یادگیری را نیز در بر می‌گیرد (ملکی، ۱۳۹۱). به بیان دیگر محتوا چیزی است که قرار است آموزش داده شود و یا آنچه که می‌خواهیم یاد گرفته شود. محتوا را می‌توان شامل کلیه مطالب، مفاهیم، اطلاعات مربوط به یک درس مورد نظر دانست. در واقع محتوا یکی از عناصر عمده‌ای است که هدف‌های برنامه، یعنی یادگیری مورد نظر از طریق آن تحقق می‌یابد (میرزا بیگی، ۱۳۸۰).

ب) تعریف عملیاتی : منظور از محتوا، محتوای کتاب های درسی پایه‌ی ششم دوره‌ی ابتدایی است که هر کدام شامل فصول و بخش‌های مربوطه به همراه ، فعالیت، تصاویر و می باشند.

۱-۶-۴- پایه‌ی ششم دوره‌ی ابتدایی

الف) تعریف نظری: با عنایت به مفاد سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و مصوبه هشتصد و پنجاه و یکمین جلسه شورای عالی آموزش و پرورش، تاریخ ۲۹/۹/۹۰ مبنی بر استقرار ساختار جدید نظام آموزش و پرورش از سال تحصیلی ۹۲-۹۱ و شش ساله شدن دوره‌ی ابتدایی(شورای عالی آموزش و پرورش، بهار ۱۳۹۱، ص ۱۲۷)، پایه ششم وارد ساختار نظام آموزشی کشور شد.

ب) تعریف عملیاتی: پایه‌ی ششم دوره‌ی ابتدایی، ششمین(آخرین) سال تحصیلی اولین مرحله آموزش و پرورش عمومی می باشد . معمولاَ گروه سنی یازده ساله در این دوره تحصیل می‌کنند.

۱-۶-۵- تفکر انتقادی

الف) تعریف نظری: تفکر انتقادی فرایند داوری هدفمند و خود-تنظیم‌گر است این فرایند بررسی مستدلی را نسبت به  شواهد و مدارک، زمینه، مفهوم‌پردازی‌ها، روش‌ها و معیارها فراهم می‌آورد(فسیونه[۱۶]، ۲۰۱۰). از دیدگاه لیپمن تفکر انتقادی، تفکر مسئولانه و ماهرانه است که به دلیل پایبندی به ملاک و توجه به متن در تجزیه و تحلیل پدیده‌ها، باعث می‌شود تا افراد بتوانند قضاوت درستی داشته باشند(لیپمن[۱۷]، ۱۹۸۸)

ب) تعریف عملیاتی: در این تحقیق میزان توجه به تفکر انتقادی، با توجه به مولفه‌های تفکر انتقادی لیپمن و با بررسی کتاب‌های درسی پایه‌ ششم ابتدایی از روش تحلیل محتوا، مد‌نظر می‌باشد.

۱-۶-۶- مولفه های تفکر انتقادی

الف) تعریف نظری: شامل صفات و ویژگی‌های تفکر انتقادی می‌باشد که آن‌ ها را از تفکر غیر انتقادی متمایز می‌سازد و این صفات و ویژگی‌ها از نظر لیپمن(۱۹۸۸)  شامل موارد زیر می‌باشد:

پرسش گری : بدین معناست که فرد در مواجه با عقاید و نظرات دیگران به طرح سوال‌های جالب می‌پردازد و سعی در دانستن چیزهای جدید دارد و با طرح سوالات روشن‌کننده و چالش‌برانگیز، به جستجو و تحقیق می‌پردازد و به طور کلی سوالاتی از قبیل چه کسی، چه، کجا، چه وقت و چگونه را مطرح می‌کند. لیپمن(۲۰۰۳) در کتاب “تفکر در آموزش و پرورش” به کرّات از کلمه “inquiry” به معنای سوال، پرسش، پرس‌وجو، استفسار، تحقیق و جستجو، به عنوان یکی از ویژگی‌های تفکر انتقادی یاد کرده است. نیدلر[۱۸] مهارت پرسش‌گری را یکی از مهارت‌های تفکر انتقادی می‌داند و معتقد است که این مهارت شامل تشخیص دیدگاه‌های اصلی مسئله، مقایسه‌ی شباهت‌ها و تفاوت‌ها، تشخیص اطلاعات مربوط به یک مسئله و تنظیم سوال‌های مناسب می‌باشد(به نقل از خواجه زاده،۱۳۹۰).

تحلیل و ارزیابی: تجزیه مطالب به اجزای تشکیل دهنده‌ی آن و تحلیل روابط بین اجزاء آن به‌طوری که ساختار سازمانی آن قابل فهم باشد. طبقه‌بندی کردن، پیدا کردن شباهت‌ها و تفاوت‌های اساسی و فهمیدن اصول کلی هر عقیده از ویژگی‌های تحلیل و ارزیابی می‌باشد(به نقل از تجلی اردکانی، ۱۳۸۹). مایرز(۱۳۹۰) معتقد است که تفکر انتقادی غالباَ در هر رشته، شکل حل مسئله یا تحلیل و ارزیابی را به خود می‌گیرد.

لیپمن با قبول دو پیش‌فرض اساسی(یکی تحلیلی بودن ماهیت تفکر انتقادی و دیگری در نظر گرفتن مفهوم داوری به عنوان هدف اصلی تفکر انتقادی) الگوی تفکر انتقادی خود را سازمان‌دهی کرد(به نقل از خواجه زاده ، ۱۳۹۰ ).

استدلال کردن : منظور از استدلال کردن آن است که ارائه مباحث همراه با دلیل باشد و دلیل آوردن از توجیه غیر‌مدلل متمایز شود. روبرت انیس تفکر انتقادی را “تفکر مستدل و تیزبینانه درباره‌ی این که چه چیزی را باور کنیم و چه اعمالی را انجام دهیم،تعریف کرده است(لیپمن ، ۱۹۸۸ ).

ارزیابی شواهد و مدارک : منظور این است که مدارک  شواهد، نظرات، اطلاعات و منابعی را که آن اطلاعات را فراهم می‌کند، ارزیابی شود و درستی یا نادرستی و یا اعتبار و ارزش آن‌ ها مورد بررسی قرار گیرد. آندولینا[۱۹] معتقد است که تفکر انتقادی فرایندی است که به موجب آن نظرات، اطلاعات و منابعی که آن اطلاعات را فراهم می‌کند، ارزیابی می‌کنید و به‌طور منسجم و منطقی آن‌ ها را نظم می‌بخشید، یا با عقاید و اطلاعات دیگر مرتبط می‌سازید منابع دیگر را در نظر می‌گیرید و برای مفاهیم ضمنی، آن‌ ها را مورد ارزیابی قرار می دهید(به نقل از ملکی و حبیبی‌پور ،۱۳۸۶ )

تفسیر داده‌ها : منظور از تفسیر، تمایز قائل شدن بین معانی متفاوت یک واژه، دقت در بکارگیری تعمیم‌ها، بی‌طرفی در اظهار‌نظر منطقی، عرضه‌ی چشم‌اندازهای متعدد و متفاوت، نقد و بررسی راه‌ حل ‌های مورد استفاده می‌باشد. فسیونه تفسیر را ادراک و توضیح معنا یا دلالت نوع گسترده‌ای از تجارب، موقعیت‌ها، داده‌ها، رویدادها ، داوری‌ها، آداب و رسوم، باورها،عقاید و گرایش‌ها یا معیارها و ملاک‌ها می داند.(فسیونه ، ۲۰۱۰ )

جمعی بودن: منظور از مهارت جمعی بودن تفکر انتقادی، اظهار‌نظر در جمع، گوش دادن به آرای دوستان، کشف کردن مغالطات دیگران می‌باشد. (به نقل از تجلی اردکانی، ۱۳۸۹).

قضاوت صحیح: قضاوت صحیح، یکی از مهم‌ترین مولفه‌های تفکر انتقادی است و اغلب صاحب‌نظران بر روی آن توافق دارند. به اعتقاد صاحب‌نظران قضاوت صحیح چند ویژگی دارد: قضاوتی است که در آن از تعجیل در قضاوت خودداری می شود، بی‌طرفانه است و از همه مهم‌تر مبتنی بر ملاک است. به نظر لیپمن(۲۰۰۳) تفکر انتقادی، تفکری است که قضاوت خوب را تسهیل می کند؛ زیرا مبتنی بر ملاک است، خود اصلاح کننده است و نسبت به متن یا زمینه‌ای که در آن شکل می‌گیرد، حساس است. فسیونه(۲۰۱۰) در الگوی خود از قوه‌ی قضاوت سلیم به عنوان یکی از ویژگی‌های تفکر انتقادی نام برده است.

منطقی بودن : منظور از منطقی بودن؛ برقراری ارتباط منطقی میان رویدادها و واقعیت‌ها و مفاهیم و اصول کلی، سازمان‌دهی نظرات و مفاهیم به‌طور منطقی، بهره‌گیری از قواعد منطق در هنگام نقد اظهارات دیگران می‌باشد. (به نقل از تجلی اردکانی، ۱۳۸۹).

صراحت داشتن : منظور از صراحت داشتن؛ بیان کردن نظرات خود بدون دلهره، توجه به امکان اشتباه بودن نظر خود ، پذیرش نقد منطقی دیگران می‌باشد(به نقل از تجلی اردکانی، ۱۳۸۹).

ب) تعریف عملیاتی : تعریف عملیاتی مولفه های تفکر انتقادی شامل میزان فراوانی کلیه‌ی مولفه‌هایی می‌باشد که در تعاریف نظری آمده است، فراوانی هر یک از این مولفه‌ها به همراه شاخص‌های آن‌ ها و با بهره گرفتن از فرم‌های تحلیل محتوا در کتاب های درسی پایه‌ی ششم دوره‌ی ابتدایی اندازه گیری می شود.  هر مولفه‌ی تفکر انتقادی دارای چند شاخص است که شاخص های هر یک از مولفه‌ها به صورت زیر می‌باشد :

۱- مولفه‌ی پرسش‌گری که شامل دو شاخص‌ شناسایی و بیان مساله، طرح پرسش‌های روشن‌کننده و چالش‌زا می‌باشد

۲- مولفه‌ی تحلیل و ارزیابی که شامل چهار شاخص طبقه‌بندی، شناسایی ایده های اصلی، ارزیابی دلایل مطرح شده و اولویت بندی می باشد.

۳-مولفه‌ی استدلال کردن که شامل چهار شاخص استدلال از مباحث، ارائه مباحث به‌طور مدلل، توجه به تفاوت بین مدلل و توجیه غیر مدلل، دقت در تشخیص سخنان دو پهلو می باشد.

۴- مولفه‌ی ارزیابی شواهد و مدارک که شامل سه شاخص ارزیابی شواهد و مدارک، تعریف اصطلاحات و ارزیابی درباره‌ی آن‌ ها، ارزیابی راه ‌حل ‌ها و استفاده از روش‌های سازمان‌یافته  می‌باشد.

۵- مولفه‌ی تفسیر داده‌ها که شامل پنج شاخص تمایز قائل شدن بین معانی متفاوت یک واژه، دقت در بکارگیری تعمیم‌ها،بی‌طرفی در اظهار‌نظر منطقی، عرضه‌ی چشم‌اندازهای متعدد و متفاوت، نقد و بررسی راه‌ حل ‌های مورد استفاده می‌باشد.

۶- مولفه‌ی جمعی بودن که شامل سه شاخص اظهار‌نظر در جمع، گوش دادن به آرای دوستان، کشف کردن مغالطات دیگران می‌باشد.

۷- مولفه‌ی قضاوت صحیح که شامل دو شاخص استفاده از معیارها در قضاوت‌ها، بررسی ابعاد فلسفی موضوع می‌باشد.

۸- مولفه‌ی منطقی بودن که شامل سه شاخص برقراری ارتباط منطقی میان رویدادها و واقعیت‌ها و مفایم و اصول کلی، سازمان‌دهی نظریات و مفاهیم به‌طور منطقی، بهره‌گیری از قواعد منطق در هنگام نقد اظهارات دیگران می‌باشد.

۹-مولفه‌ی صراحت داشتن که شامل سه شاخص بیان کردن نظرات خود بدون دلهره، توجه به امکان اشتباه بودن نظر خود ، پذیرش نقد منطقی دیگران می‌باشد.

تعداد صفحه :۱۸۴

 

1400/02/29

پایان نامه بررسی رابطه صمیمیت زناشویی و بخشودگی با تعهد زناشویی در کارکنان زن متأهل شاغل در آموزش و پرورش شهر شاهرود

 

در میان عوامل اثرگذار بر سلامت روانی انسان ها، خانواده نقش بسیار مهمی دارد. خانواده کوچک ترین واحد اجتماعی و اساس تشکیل جامعه و حفظ عواطف انسانی است. ازدواج هسته اصلی خانواده را تشکیل می­دهد. با پیمان ازدواج، ارتباطی شکل می­­گیرد که در مقایسه با دیگر ارتباطات انسانی، امنیتی بی­نظیر دارد. دیگر ارتباطات انسانی ممکن است یک بعد از حیات را پوشش دهند؛ اما در ازدواج، ابعاد مختلف جسمانی، عاطفی، اجتماعی و ذهنی نیز پوشش داده می­ شود و رابطه­ای زیستی، اقتصادی، عاطفی - روانی­، اجتماعی و معنوی بین زن و شوهر برقرار می­ شود. ازدواج اولین تعهد عاطفی و حقوقی ای است که در بزرگسالی منعقد می­ شود، به گونه ای که انتخاب همسر و انعقاد پیمان زناشویی، نقطه ی عطفی در رشد و پیشرفت شخص تلقی می­ شود (نظری، ۱۳۸۹). ازدواج رابطه ای انسانی، پیچیده، ظریف و پویاست و از ویژگی های خاصی برخوردار است. در جوامع امروز زندگی انسان ها در تمامی ابعاد دستخوش تغییرات سریع و شگرفی شده است. ازدواج و زندگی زناشویی نیز از این قاعده مستثنی نیست. هرچند ازدواج به عنوان نهادی جهانی باقی مانده است، ولی اهداف و انتظارات  و نحوه شکل گیری آن بر اثر تغییرات مختلف اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در طول زمان تغییر کرده است. در گذشته، همسران به وسیله والدین انتخاب می شدند و ازدواج، قرارداد بین خانواده ها بود. همچنین ازدواج وسیله تنظیم رفتار جنسی، تولید نسل، حفظ وضعیت اقتصادی  و اجتماعی خانواده و نیاز جامعه برای تثبیت خانواده بود. با تغییر و تحولات اجتماعی و اقتصادی، اساس ازدواج از قرارداد بین والدین به انتخاب همسر و آزادی انتخاب تغییر کرد و علاوه بر مسائل اجتماعی و اقتصادی، جاذبه رومانتیک و نیازهای شخصی اساس انتخاب همسر شد. هدف ازدواج نیز از ارتباط اجتماعی و خانوادگی، به ارضای نیازهای عاطفی - روانی شخصی تغییر پیدا کرد. همچنین ازدواج یک واقعه اجتماعی مهم نیز می­باشد که مشروعیت روابط جسمانی و جنسی را تسهیل می­ کند و به حفظ گروه و نسل ها از نظر کمی و کیفی کمک می­ کند (تبعه امامی، ۱۳۸۲). می­توان گفت ازدواج دارای منشأ زیستی و جسمی است که بر آن حیات فرهنگی نیز افزوده می­ شود تا با ساخت خویشاوندی موجبات دگرگونی حیات طبیعی را فراهم آورد. این فرایند ناشی از این واقعیت است که انسان موجودی برخوردار از نیازهای طبیعی و اجتماعی است. به همین دلیل است که بیان می­ شود ازدواج دارای ابعاد  زیستی، اقتصادی، عاطفی - روانی و اجتماعی است. بر این مبنا، همزیستی زن و شوهر در درون خانواده آنان را در چنان گردونه ای از تعامل های مختلف قرار می­دهد که قابل مقایسه با هیچ یک از الگوهای روابط دیگر انسانی نیست. ازدواج، مطلوب ترین فرصت برای گیراترین تبادل کلام ها، پرجاذبه ترین رفتارها، همسوترین اندیشه ها، استوارترین گام ها و تجلی متعالی ترین ارزش ها است.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

رابطه زناشویی نیز مانند هر رابطه دیگری دارای جنبه های مثبت و منفی است. زوجین به همکاری، مودت و حسن تفاهم نیاز دارند. زوجین باید انعطاف پذیر، پذیرنده و بخشنده باشند، خطاهای یکدیگر را تحمل کنند و به خصوصیات هم بها دهند. تنها در صورت وجود این خصوصیات و تقویت آنها است که به مرور ایام، ازدواج به بلوغ و خودشکوفایی می­رسد. خانواده پناهگاه و کانون ویژه ای برای رفع نیازهای عاطفی و روانی افراد است و هم چنین خانواده کانون التیام بخش دردها و رنج­های زندگی است و روابط زناشویی نیز به این بافت، معنای خاص خود را می­دهد. ازدواج در عین حال که می ­تواند مغذی ترین و انسانی ترین ارتباط باشد، همچنین می ­تواند یأس آورترین و ناکام کننده ترین رابطه انسانی نیز باشد. در واقع افراط یا تفریط در هیجان می ­تواند منبعی از خوشی و لذتی بزرگ را به وجود آورد و یا دردی عمیق ایجاد کند و منشأ آسیب باشد. روابط بین زن و شوهر به عنوان بخشی از روابط خانوادگی از اهمیت بسزایی برخوردار است. برقراری ارتباط سالم و درست بین اعضای خانواده و به خصوص زوج ها، مهم ترین عامل سلامت و ثبات خانواده است. در کشور  ما کانون خانواده و ازدواج به دلیل مسائل خاص فرهنگی و ارزشی، اهمیت بیشتری در مقایسه با کشورهای غربی دارد، لذا تلاش برای استحکام و تداوم خانواده و ارضای نیازهای عاطفی و روانی اعضا، بویژه همسران در چارچوب خانواده نیز از اهمیت بیشتری برخوردار است.

۱-۲ بیان مسأله و تبیین موضوع

زمانی که یک ازدواج در حال شکل­ گیری است، زن و شوهر با هم عهد می­ کنند تا در هر تلخی و شیرینی یکدیگر را همراهی کنند. هر فردی همسری صادق، باوفا و متعهد می­خواهد تا در مسیر پرپیچ و خم زندگی جا نماند و اگر مشکلی پیش آمد با صبر و تدبیر، مشورت و توکل آن را حل کند. زوج­ها آرزو دارند که اولین و آخرین عشق برای طرف مقابلشان باشند و به یکدیگر متعهد بمانند. بدون تعهد هر رابطه ای سطحی و ناپایدار است (دی آنجلیس[۱]، ۱۹۹۵؛ ترجمه ابراهیمی، ۱۳۸۳).

عواملی که در روان­شناسی، روابط نزدیک را تعریف می­ کند، عبارت است از: درگیری احساسی، تقسیم کردن افکار و احساسات و وابستگی بین فردی یا تعهد. درگیری احساسی مشتمل بر احساسات عاشقانه، گرمی و وفاداری به همسر می­باشد. تقسیم کردن احساسات به سهیم شدن زوجین در تجربه های یکدیگر اشاره دارد و وابستگی و ایجاد تعهد میان دو فرد است که سعادت آن دو را به یکدیگر گره می­زند (تبعه امامی، ۱۳۸۲).

تعهد در لغت به معنای عهد و پیمان بستن است. همچنین به معنای تصمیمی عقلانی است که مستلزم مقید بودن فرد به اعمال خاصی است و یا “حالتی دال بر وابستگی عاطفی یا عقلانی به ایده آلی مطلوب” آمده است (عباسی مولید، احمدی، فاتحی زاده و بهرامی، ۱۳۹۰). اما تعهد در روابط زناشویی مفهوم ویژه ای دارد و تاکنون تعاریف ویژه ای برای آن ارائه شده است. تعهد در روابط زناشویی به معنای تک همسری است و این چنین نیز تعریف شده است: شرایطی حاکی از داشتن روابط عاشقانه و زناشویی تنها با یک نفر در هر زمان. برای آنکه زوجین بتوانند ارتباط عاشقانه، درازمدت و پایداری داشته باشند باید هر دوی آنها در زمینه پایبند ماندن به تک همسری توافق نمایند (گود[۲]، ترجمه داورپناه، ۱۳۸۴). قدیمی ترین تعریف متعلق به دین و اسپانیر[۳] (۱۹۷۴) است که تعهد زناشویی را به عنوان “تمایل پایدار زوجین برای حفظ و تداوم ازدواج” تعریف کرده اند. به تعبیر لایر[۴] (۱۹۸۶) نیز، تعهد در ازدواج قول و قراری است متقابل مبنی بر وقف کردن خود در رابطه­ای که نوعی دلبستگی عاطفی در آن وجود دارد (امانی و بهزاد،۱۳۹۰). تعهد یک متغیر شناختی است که اثر نهایی آن اتصال فرد به رابطه است (تانگ و کوران[۵]، ۲۰۱۲).

بر اساس پژوهش لامبرت و دولاهیت[۶] (۲۰۰۸) تعهد زناشویی قوی­ترین و پایدارترین عامل پیش ­بینی کننده کیفیت و ثبات رابطه زناشویی است. کلمنس و سوین سن[۷] (۲۰۱۰) نیز در پژوهش خود به این نتیجه رسیده اند که تعهد در همسران به طور مثبت با ثبات و کیفیت رابطه زناشویی و همچنین به طور مثبت با بیان عشق، سازگاری و کاهش تعارضات زناشویی ارتباط دارد (شهبا، یادگار، لرستانی، ملکی، سام دلیری و الهویردی یانی، ۱۳۹۲). در پژوهش ولچ و جانسون[۸] (۲۰۰۳) ۸۳  درصد از افراد شرکت کننده در پژوهش، علت اصلی طلاق خود را نبود تعهد در روابط زناشویی خود اعلام کردند (عباسی مولید، ۱۳۹۰). همچنین نتایج پژوهش محمدی و همکاران (۱۳۹۳) نشان داد که دینداری و ابعاد آن رابطه معناداری با تعهد زناشویی دارند و پیش­بین مهمی برای تعهد زناشویی می­باشد.

توجه به عامل تعهد زناشویی به عنوان یکی از عوامل مهم در زندگی زناشویی جهت تحقیق و پژوهش از اواخر قرن بیستم آغاز شد. محققان زیادی تلاش کردند تا به این سؤال که چرا بسیاری از زوجین علی رغم فقدان رضایتمندی زناشویی هم چنان به همسر و ازدواج خود پایبند هستند، پاسخ دهند (هارمون[۹]، ۲۰۰۷).

از جمله مظاهر زندگی اجتماعی انسان ها، وجود تعامل میان انسان ها و برقرار بودن عشق به همنوع و صمیمیت و همدلی به یکدیگر است (نصر اصفهانی، اعتمادی و شفیع آبادی، ۱۳۹۲). رابطه زناشویی نیز یک رابطه پایدار و صمیمی و منبع حمایت و لذت افراد است. رضایت از رابطه زناشویی موجب احساس شاد بودن و ایجاد صمیمیت در بین زوجین می­ شود (گریف[۱۰]، ۲۰۰۱). صمیمیت در ازدواج با ارزش است زیرا تعهد زوجین به ثبات رابطه را محکم می­ کند. به نظر هات فیلد[۱۱] (۱۹۹۸) صمیمیت فرآیندی است که در آن افراد تلاش می­ کنند به یکدیگر نزدیک شوند و شباهت ها و تفاوت هایشان در احساسات، افکار و رفتارها را کشف کنند (حسینی، ۱۳۹۰).

صمیمیت یک مقوله بسیار مهم در ثبات و استحکام زوج ها به شمار می­رود. صمیمیت یکی از نیاز های زندگی زن و شوهری است و در عین حال از ویژگی های بارز یک ازدواج شاد و موفق نیز می­باشد (اسدپور، نظری، ثنایی و تبریزی، ۱۳۸۹). هم چنین صمیمیت مداوم یکی از پیش نیازهای مهم خلق ازدواج ماندگار نیز می­باشد. زمانی که صمیمیت رو به اضمحلال می­رود، پایه های ازدواج لرزان می­ شود (حسینی، ۱۳۹۰). طبق دیدگاه پی یرز هنگامی که تجربه عاطفی عشق و صمیمیت در روابط زوج ها کم اهمیت و کم ارزش می­ شود، متعاقباً فضای ازدواج بی ثبات و غیر قابل اعتماد می­ شود (هاروی[۱۲]، ۲۰۰۵؛ به نقل از چیت ساززاده، ۱۳۹۱).

صمیمی نبودن همسران و یا احساس کمبود صمیمیت یکی از شاخص­ های آشفتگی در روابط زناشویی محسوب می­ شود. بنابراین صمیمیت یکی از پیش ­بینی کننده های مهم موفقیت در درمان های زناشویی محسوب می­ شود (کرو و ریدلی[۱۳]،۲۰۰۰؛ به نقل از  حسینیان، یزدی و طباطبایی، ۱۳۹۰). شارپ و گانونگ[۱۴]، (۲۰۰۰) نیز بیان می­دارند که برخورداری از صمیمیت در بین زوج ها از جمله عوامل مهم در ایجاد ازدواج های پایدار است و از سویی دیگر اجتناب از برقراری روابط صمیمانه، از جمله عواملی است که موجب شکست در زندگی زناشویی می­ شود. زوجینی که نتوانند نیاز به صمیمیت را در رابطه جاری بین خود ارضا کنند در مقایسه با زوجینی که این نیاز را در روابط خود ارضا می­ کنند، با احتمال بیشتر در معرض ترک روابط خود هستند. اگر نیاز به صمیمیت در زوج ها ارضا نشود، احتمال بیشتری برای پایان دادن به روابط جاری وجود دارد.

طبق تحقیقات همچنین ازدواج شاد و موفق، ازدواجی است که در آن بخشودگی، شکیبایی، تحمل و درک متقابل نیز مرتب تمرین می­ شود (نوری تیرتاشی و کاظمی، ۱۳۹۱). در فرهنگ و بستر بخشودگی به صورت رهایی از احساس انزجار نسبت به عمل ارتکابی غلط، اغماض از طلب خسارت یا جبران عمل از سوی فرد خطاکار و چشم پوشی از تقصیر وی توصیف شده است (زکی یی، خدادادی، علیخانی، رستمی و کرمی،  ۱۳۸۹). در تعریف و مفهوم سازی بخشش، اختلاف نظر وجود دارد و تعریف های متعددی از آن بیان شده است. فرایند کاهش خشم، کاهش نارضایتی یا تنفر از دیگران، آزادی از قضاوت ها و ادراک های گذشته از جمله تعریف های ارائه شده می­باشند. بیشتر پژوهشگران بخشش را نوعی رفتار انطباقی می­دانند که فقدان آن به فشار روانی و آسیب و وجود آن به سلامت مربوط می­ شود. مفهوم بخشودگی به عنوان فرایند چشم پوشی ارادی از حق عصبانیت و انزجار از یک عمل ارتکابی پر گزند تعریف شده است که شخص سالم رفتاری گرم و محبت آمیز را با شخص خاطی در پیش می­گیرد (مایر و همکاران[۱۵]، ۲۰۰۰). بخشودگی یکی از واکنش هایی است که امکان تداوم رابطه را علی رغم اشتباهات، خیانت ها یا ناکامی در برآورده ساختن انتظارات ممکن می­سازد. بخشودگی اجازه نمی­دهد که عواطف منفی بازدارنده صمیمیت، بر فرد غلبه نماید و این واکنش (بخشودگی) معرف ظرفیت شناختی پیچیده تر شخص است. بخشودگی اجازه می­دهد که روابط استمرار یابند و با وجود تهدید­ها صمیمیت تقویت گردد؛ از این رو بخشودگی ابزار مهمی در حفظ و تداوم روابط جدی و بلند مدت است (احتشام زاده و طبیبی، ۱۳۹۰). بخشودگی به ما کمک می­ کند روابطی را که برای ما ارزشمند هستند و از آنها لذت می بریم حفظ کنیم (نوری تیرتاشی و کاظمی، ۱۳۹۱).

امروزه نقش و جایگاه مفاهیمی مانند صمیمیت و تعهد در روابط زناشویی به دلیل افزایش روزافزون آمارهای تعارضات و طلاق و خیانت در مطالعات خانواده و ازدواج بسیار با اهمیت است. وفاداری زوجین به یکدیگر از ویژگی های مهم ازدواج های پایدار و رضایت بخش است (احمدی، ۱۳۹۱). صمیمیت در ازدواج نیز با ارزش است زیرا تعهد زوجین به ثبات رابطه را محکم می­ کند و به طور مثبت با رضایت زناشویی همراه است (حسینی، ۱۳۹۰). تجربیات بالینی نشان داده است که روابط صمیمیانه یکی از نیازهای اساسی انسان است و عدم ارضای آن موجب افزایش تعارضات و کاهش صمیمیت در روابط زناشویی و بروز مشکلات عاطفی و روانی می­گردد (باگاروزی[۱۶]، ۲۰۰۱) و در واقع ریشه بسیاری از مشکلات زناشویی فقدان صمیمیت و مشکلات ارتباطی بین زوجین است (حسینیان و همکاران، ۱۳۹۰). زوج هایی که دارای توانایی درک و پذیرش افکار و احساسات خود می­باشند، موفقیت و سازگاری بیشتری در زندگی زناشویی خود دارند (هاوز و همکاران[۱۷]، ۱۹۹۷). توانایی بخشش همسر می تواند به عامل پابرجایی رابطه و افزایش رضایت زناشویی منجر شود. افرادی که قادر به بخشش همسر خود هستند اعتقاد بر تقدس رابطه زناشویی خود دارند و این توانایی بخشش همسر به استحکام بیشتر رابطه زناشویی و افزایش رضایت زناشویی می­انجامد (باکوس، ۲۰۰۹؛ به نقل از عسگری، روشنی، ابافت و ضمیری، ۱۳۹۱). بنابراین مهمترین سوال پیش روی محقق این است که آیا تعهد زناشویی براساس متغیرهای صمیمیت و بخشودگی قابل پیش ­بینی می باشد یا خیر.

۱-۳ ضرورت و اهمیت انجام پژوهش:

تاکنون در عمده بحث هایی که برای تعریف ازدواج سالم وجود داشته، باور بر این است که در واحدهای زناشویی قوی عناصر زیر موجود است: صمیمیت، تعهد، ارتباط عاطفی و مهارت های حل تعارض و معنویت (شروود[۱۸]، ۲۰۰۸؛ به نقل از شاکرمی، ۱۳۹۳) فهمیده شده است که تعهد زناشویی بین همسران یک پیش ­بینی کننده مهم برای ازدواج های رضایت­بخش و پایدار است، تعهد مادام العمر نسبت به ازدواج، وفاداری نسبت به همسر خویش، ارزش­های اخلاقی قوی، احترام نسبت به همسر خویش به عنوان بهترین دوست و تعهد نسبت به وفاداری جنسی از ویژگی­های ازدواج­های رضایت بخش با عمری بیش از ۲۰ سال هستند (لیندزی[۱۹]، ۲۰۰۷؛ به نقل از عسگری، پاشا و آذرکیش، ۱۳۹۰). تشکیل زندگی مشترک و بنیان خانواده ای گرم و صمیمی که رکن آن زن و شوهر می­باشد باید بر پایه ی تعهد بنا گردد (سفرچی تیل، ۱۳۹۱). به گفته نیکلز[۲۰] (۲۰۱۰؛ به نقل از حسینی، ۱۳۹۰) تعهد در ایجاد ثبات و موفقیت در یک ازدواج نقش اساسی دارد. بر این اساس هرگونه رابطه ای بدون تعهد، سطحی و بدون سمت و سو خواهد بود و هرگونه آشنایی معطوف به ازدواج پس از مدتی اگر به تعهد پایدار و طولانی منجر نشود، در واقع یک آشنایی ناکام کننده خواهد بود (ناصر، ۱۳۹۰). بر اساس داده های سازمان ثبت اسناد، آمار طلاق از ۲۰/۱۰ درصد در سال ۱۳۸۳ به ۳۹/۱۶ درصد در سال ۱۳۹۰ رسیده است؛ به این معنی که آمار طلاق در کشور ما افزایش ۱۹/۶ درصدی در طی ۷ سال داشته است (تبعه امامی، ۱۳۹۱). از این رو طلاق کماکان یکی از موضوعات بسیار مهم در جامعه ایران می­باشد و محققان زیادی در این حوزه به تحقیق پرداخته اند (کلانتری، روشن­فکر و جواهری، ۱۳۹۰). از سویی دیگر طبق نتایج تحقیقات، تعهد زناشویی دومین عامل حفظ کننده ازدواج و فقدان آن مهم ترین عامل مؤثر در بروز طلاق به شمار می آید (رینولد و منسفیلد[۲۱]، ۱۹۹۹ ؛ کوهان و کلینبائوم[۲۲]، ۲۰۰۲).

تا زمانی که زوجین تعهد ازدواج را جدی نگیرند نمی توانند به ساختار زندگی زناشویی سالم برسند (رضایی، ۱۳۸۹). در واقع یکی ازعوامل بسیار مهم که ازدواج را از سایر روابط متمایز می­سازد، نوع تعهد مربوط به آن است. بدون تعهد زوجین نخواهند توانست عمق عشق و صمیمیتی را که در سایه وفاداری و تعهد به همسر و ازدواج به وجود خواهد آمد، تجربه کنند (تانگ و کوران، ۲۰۱۲ ).

همچنین مطالعات و تجارب بالینی (شاپیو و ریمن[۲۳]، ۲۰۰۱؛ به نقل از حامدی و زارعی، ۱۳۸۹) نشان داده است که ریشه بسیاری از مشکلات زناشویی فقدان صمیمیت و مشکلات ارتباطی بین زوج ها است. بنابراین صمیمیت یک نیاز اساسی و واقعی انسان است و تنها یک تمایل و آرزو نیست. بنابراین عدم ارضای آن می تواند موجب افزایش تعارضات، کاهش رضایت زناشویی و بروز مشکلات عاطفی و روانی شود. صمیمیت به طور کلی به عنوان بخشی ضروری از یک رابطه در نظر گرفته می­ شود (باگاروزی، ۲۰۰۱).

در روابط بین زوج ها، بخشودگی یکی از واکنش­هایی است که امکان تداوم رابطه را علی رغم اشتباهات، خیانت­ها یا ناکامی در برآورده ساختن انتظارات ممکن می­سازد. بخشودگی اجازه نمی­دهد که عواطف منفی بازدارنده صمیمیت، بر فرد غلبه نمایند. بخشودگی اجازه می­دهد که روابط استمرار یابند و با وجود تهدیدها، صمیمیت تقویت گردد. از این رو بخشودگی نیز ابزار مهمی در حفظ و تداوم رابط جدی و بلند مدت است (احتشام زاده و طبیبی، ۱۳۹۰).

امروزه جایگاه تعهد نیز در روابط زناشویی به دلیل افزایش روز افزون آمار خیانت ها و طلاق، در مطالعات خانواده و ازدواج بسیار با اهمیت تشخیص داده شده است. هم چنین تعهد به این دلیل مهم است که با ارتباط بهتر، شادتر بودن و برخورد بهتر (رفتار سازنده تر)  با مشکلات در ارتباط است؛ به همین دلیل بررسی عواملی که تعهد را افزایش می­دهد مهم است . در دین و فرهنگ ما نیز تعهد زناشویی یک ارزش بسیار عالی می­باشد و حساسیت­های زیادی نسبت به آن وجود دارد و به عنوان یکی از عوامل اساسی در ثبات و کیفیت زندگی زناشویی شناخته می­ شود اما از آنجایی که تحقیقات اندکی به بررسی رابطه تعهد زناشویی با سایر متغیرها پرداخته اند هنوز سؤالاتی در مورد نقش متغیرهای مختلف در پیش ­بینی تعهد زناشویی وجود دارد (کریمیان، کریمی و بهمنی، ۱۳۹۰). بر این اساس با توجه به اهمیت این سازه در زندگی زناشویی و در راستای حفظ سلامت و بهداشت روانی زوجین و در نتیجه جامعه، ضرورت اقداماتی برای بهبود روابط زناشویی و خانوادگی و به ویژه افزایش میزان تعهد زناشویی زوجین مطرح می­گردد. لذا ضرورت دارد به بررسی عوامل پیش­بین این متغیر مهم پرداخت تا از این طریق بتوان با ارائه ی راهکارهایی به افزایش آن در زندگی زوجین پرداخت.

۱-۴ اهداف پژوهش:

بررسی رابطه صمیمیت زناشویی با تعهد زناشویی.

بررسی رابطه بخشودگی با تعهد زناشویی.

بررسی رابطه صمیمیت زناشویی و بخشودگی با تعهد زناشویی.

۱-۵ فرضیه های پژوهش:

  1. بین صمیمیت زناشویی با تعهد زناشویی رابطه معناداری وجود دارد.
  2. بین بخشودگی با تعهد زناشویی رابطه معناداری وجود دارد.
  3. بین صمیمیت زناشویی و بخشودگی با تعهد زناشویی رابطه معناداری وجود دارد.

۱-۶ تعریف متغیرها و اصطلاحات پژوهش:

۱-۶-۱ تعاریف نظری

۱-۶-۱-۱ تعهد زناشویی: تعهد در روابط زناشویی مفهوم ویژه ای دارد و به معنای تک همسری است که چنین تعریف می­ شود: “شرایط حاکی از داشتن روابط عاشقانه و زناشویی تنها با یک نفر در هر زمان". برای آن که زوجین بتوانند ارتباط عاشقانه درازمدت و موفقی داشته باشند، هر دوی آن ها باید در زمینه پایبند ماندن به تک همسری توافق کنند (گود، ترجمه داورپناه، ۱۳۸۴).

۱-۶-۱-۲ صمیمیت زناشویی: صمیمیت در روابط زناشویی، به صورت الگوی رفتاری بسیار مهمی مفهوم سازی شده است که جنبه های عاطفی، هیجانی و اجتماعی نیرومندی دارد و بر پایه پذیرش، رضایت خاطر و عشق شکل می­گیرد. صمیمیت معمولا شامل احساساتی است که نزدیکی، تعلق و تماس را ایجاد می­ کند. صمیمیت یک نزدیکی، تشابه و روابط شخصی عاشقانه یا هیجانی با شخص دیگر است که مستلزم شناخت و درک عمیق از فرد دیگر و همینطور بیان افکار و احساساتی است که نشانه تشابه با یکدیگر است (اعتمادی، ۱۳۸۹).

۱-۶-۱-۳ بخشودگی: در فرهنگ و بستر بخشودگی به صورت رهایی از احساس انزجار نسبت به عمل ارتکابی غلط، اغماض از طلب خسارت یا جبران عمل از سوی فرد خطاکار و چشم پوشی از تقصیر وی توصیف شده است (زکی یی و همکاران، ۱۳۸۹). بخشودگی عمل بی قید و شرطی است که بدون چشمداشت صورت می­گیرد و بخودی خود ارزشمند است. عملی است که به خاطر نفس رابطه و خود شخص صورت می­گیرد و سلامت هر دو طرفین در رابطه را تضمین می­ کند (بهاری و سیف، ۱۳۷۹).

۱-۶-۲ تعاریف عملیاتی

۱-۶-۲-۱ تعهد زناشویی: تعهد زناشویی در این پژوهش عبارت از نمره ای است که افراد از پرسشنامه ۴۴ سؤالی تعهد زناشویی آدامز و جونز[۲۴] (۱۹۹۷) به دست می­آورند.

۱-۶-۲-۲ صمیمیت زناشویی: صمیمیت زناشویی در این پژوهش عبارت از نمره ای است که افراد از پرسشنامه صمیمیت زناشویی اولیاء (۱۳۸۵) به دست می­آورند.

۱-۶-۲-۳ بخشودگی: بخشودگی در این پژوهش عبارت از نمرای است که افراد از پرسشنامه بخشودگی زناشویی پولارد و اندرسون[۲۵] (۱۹۸۸) به دست می­آورند.

1400/02/29

پایان نامه بررسی تاثیر سرمایه های اجتماعی بر بهسازی سازمانی کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان لامرد

 

برخی محققان معتقدند که بین علم و جامعه مبادله متقابل وجود دارد؛ به طوری که علم هدف ها و مسایل خود را برای تولید دانش از جامعه دریافت می کند و در مقابل، نتایج خود را در اختیار جامعه قرار می دهد. لذا علم با سایر معرفت های بشری رابطه دارد و برای پیشرفت خود به منابع معرفتی(ذهنی) و غیرمعرفتی(عینی) نهادهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نیاز مند است(محسنی، ۱۳۷۵). علم نیز حزء نهاد فرهنگی است و فرهنگ از چهار جزء اصلی باورها، ارزشها، هنجارها و فن آوری ها تشکیل شده است. باورها به چیستی ها، ارزشها به باید ها و نبایدها، هنجارها به چه انجام شود و فن آوری به چگونه انجام شود، پاسخ می دهند(چلبی، ۱۳۷۵). البته، برخی از اثبات گرایان براین باورند که علم نیز به ارزشها و هنجارها پاسخ می دهد(حقیقتیان،۱۳۸۷). امروزه  مفهوم سرمایه اجتماعی در کنار سرمایه های انسانی و اقتصادی مورد توجه قرار گرفته است. در واقع، سرمایه اجتماعی را می توان بخشی از ثروت ملّی به حساب آورد که بستر مناسبی برای بهره برداری از سرمایه انسانی و فیزیکی (مادّی) و راهی برای نیل به موفقیت و توسعه اجتماعی و اقتصادی قلمداد می شود. هیچ مجموعه انسانی، بدون سرمایه اجتماعی نمی تواند اقدامات مفید و هدفمندی انجام دهد. سرمایه اجتماعی همانند سایر اشکال سرمایه مولّد است؛ یعنی، تحقّق اهداف معیّنی را که در نبودش محقّق نمی‌شوند، امکان‌پذیر می‌گرداند. هیچ فردی به تنهایی مالک این سرمایه نیست. سرمایه اجتماعی، دارای دو جزء اعتماد و پیوند است که با تقویت آن فرایند توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تسهیل می‌شود.

۱-۲- بیان مساله

در جهان تجاری امروز بیشترین ارزش سازمانی مبتنی بر داراییهای غیرملموس است. توانایی برای شناخت و برآورد منبع این ارزش برای سازمانها مهم و حیاتی است(Chang,2004). در چنین فضایی این سؤال اساسی قابل طرح است که راز بقا و موفقیت، سرآمدی وتعالی سازمان در بازار رقابتی امروز چیست؟ با نگاهی به ادبیات مربوطه و بررسی نظریات اندیشمندان، شاید بتوان پاسخ سؤال را در ایجاد، حفظ و تداوم سرمایه اجتماعی یافت. نگریستن به تعالی سازمانی و سرآمدی در چارچوب ساختارهای اجتماعی راه را برای یک چشم انداز وسیع در خصوص سرآمدی و تعالی هموار می سازد، به طوری که توجه را به سمت نکاتی که کمتر به آنها پرداخته شده است، یعنی جنبه اجتماعی _ اقتصادی و تعالی سازمانی جلب می کند(Sankaran,2008). اخیراً سرمایه اجتماعی سبب ایجاد تئوری هایی شده که پایه ای برای سایر مطالعات مدیریت هستند. بنابراین مفهوم سرمایه اجتماعی توجه زیادی را در تحقیقات مربوط به نظریه سازمان به خود جلب کرده است. همان طور که سرمایه فیزیکی، با ایجاد تغییرات در مواد جهت شکل دادن به ابزارهایی که تولید را تسهیل می کند به وجود می آید و از جنبه ای ملموس و قابل مشاهده برخوردار است، سرمایه انسانی، با تغییر دادن افراد برای کسب مهارت ها و توانایی هایی به آنها پدید می آید و افراد را توانا می سازد تا به شیوه های جدید رفتار کنند و بنابراین کمتر ملموس بوده و در مهارت ها و دانشی که فرد کسب کرده تجسم می یابد. اما سرمایه اجتماعی، حتی کمتر از این ملموس بوده و در روابط میان افراد تجسم می یابد و موقعی سرمایه اجتماعی به وجود می آید که روابط میان افراد به شیوه ای دگرگون شود که کنش را تسهیل نماید(Coleman,1988). از سویی بهسازی سازمانی از اهیمت ویژه­ای برخوردار است. آموزش و بهسازی هم به تغییر رفتار فرد مربوط می­ شود و هم به تغییر عملکرد شغلی او. هدف از آموزش اصلاح و بهبود سریع عملکرد شغلی است و هدف از بهسازی و توسعه، آماده ساختن فرد برای مسئولیت­های شغلی آینده از طریق دستیابی به تجارب، دانش، مهارت و نگرشها است. آموزش و بهسازی منابع انسانی فعالیتهای مهمی درتمام سازمانها هستند (برنادرین[۱]، ۲۰۰۳). آموزش نیازهای شغلی کارکنان جدید الاستخدام و نیاز کارکنان موجود به مهارت ­ها و دانش جدید را تامین می سازد. تغییرات بویژه در فناوری و بازسازی سازمانی را موجب می­ شود. بدین معنی که افراد و سازمان را به­ طور مستقیم با شرایطی که یادگیری جدید را می طلبد مواجه می­سازد.

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

بر این اساس به نظر می رسد سرمایه اجتماعی در بهبود فرایند مدیبهسازی سازمانی نقش حائر اهمیتی داشته باشد. در این پژوهش بر مبنای مدل سرمایه اجتماعی ناهاپیت و گوشال(۱۹۹۸) و مدل سرمایه اجتماعی پوتنام(۲۰۰۲)، ابعاد درونی سرمایه اجتماعی شامل هنجارها، عقاید دینی و اعتماد و ابعاد بیرونی شامل شبکه، مشارکت و قانون مورد بررسی قرار گرفته و تأثیر آن بر بهسازی سازمانی در کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان لامرد مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است و محقق به دنبال پاسخگویی به این سوال است که سرمایه اجتماعی چه تأثیری بر بهسازی سازمانی کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان لامرد دارد؟

۱-۳- اهمیت و ضرورت تحقیق

امروزه  مفهوم سرمایه اجتماعی در کنار سرمایه های انسانی و اقتصادی مورد توجه قرار گرفته است. در واقع، سرمایه اجتماعی را می توان بخشی از ثروت ملّی به حساب آورد که بستر مناسبی برای بهره برداری از سرمایه انسانی و فیزیکی (مادّی) و راهی برای نیل به موفقیت و توسعه اجتماعی و اقتصادی قلمداد می شود. هیچ مجموعه انسانی، بدون سرمایه اجتماعی نمی تواند اقدامات مفید و هدفمندی انجام دهد. سرمایه اجتماعی همانند سایر اشکال سرمایه مولّد است؛ یعنی تحقّق اهداف معیّنی را که در نبودش محقّق نمی‌شوند، امکان‌پذیر می‌گرداند(برجسته،۱۳۸۹). هیچ فردی به تنهایی مالک این سرمایه نیست. روند جدید که به نظر می رسد برای رهبران کسب و کار جالب باشد، استفاده از مفهوم سرمایه درباره افراد و به ویژه اندیشه سرمایه اجتماعی است که توجه مدیران عالی سازمان ها را به خود جلب کرده است. چنین زمینه مساعدی از وجود مباحث اجتماعی در محدوده سازمان شرایط رویکرد به سرمایه اجتماعی را در سازمان و مدیریت فراهم کرده و بررسی سرمایه اجتماعی و استفاده از آن در مطالعات سازمانی نیز به سرعت افزایش یافته است. اهمیت سرمایه اجتماعی در مطالعات سازمان ها و تبیین موقعیت نسبی نقش آفرینان در بسیاری از حوزه های مورد توجه در تحقیقات سازمان تأیید شده است. بهسازی مجموعه کنشهای هدفمند، از پیش اندیشیده شده و طرحریزی شده‌ای است که با هدف افزایش اثربخشی فرد و سازمان، بطور مداوم و نظام مند به بهبود و ارتقای سطح دانش، فنون، مهارتها،تجارب و نگرش­های مربوط به بهبود عملکرد شغلی حال و آینده کارکنان می‌پردازد.

عکس مرتبط با اقتصاد

بهسازی منابع انسانی به­عنوان یکی از فعالیت­های ضروری برای تطبیق نیروی انسانی با شرایط متغیر سازمان فرایندی است که در شیوه سنتی آن، صرفاً نظری و کلاس محور بوده و به جای جنبه­ کارآموزی، بیشتر جنبه آموزشی و به تعبیری وقت گذرانی اداری داشته، اما امروزه، روش­های جدیدی برای آموزش کارکنان دولت وجود دارد که از جمله آنها می­توان طرح توسعه فردی، آموزش از راه دوره/ مجازی، آموزش خرد، مربیگری درمدیریت، مرشدی، قراردادهای یادگیری را نام برد. باتوجه به نقش و جایگاه آموزش کارکنان در فرایند توسعه سازمان­های امروزی، برنامه ­ریزی، هدایت و کنترل آن در مسیر تحقق اهداف هر سازمان ضرورتی اجتناب ناپذیر می­باشد (محبت، ۱۳۹۰).

نتایج پژوهش حاضر می ­تواند به­مدیران آموزش و پرورش در ارائه بهتر راهکارهای مناسب جهت توسعه سرمایه اجتماعی خود که بتواند بهسازی مطلوب­تری در سازمان موجب شود کمک رساند. همچنین می ­تواند به برنامه ­ریزی و تصمیم­سازی بهینه سازمانی منجر شود. فواید پژوهش حاضر می ­تواند مورد مطالعه مدیران جهت شناسایی ضعف­های موجود در نظام تامین منابع انسانی باشد و همچنین پایداری و ثبات محیطی را به همراه داشته باشد.

۱-۴- اهداف تحقیق

۱-۴-۱- اهداف اصلی

بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی بر بهسازی سازمانی کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان لامرد

بررسی تأثیر ابعاد درونی سرمایه اجتماعی بر بهسازی سازمانی کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان لامرد

بررسی تأثیر ابعاد بیرونی سرمایه اجتماعی بر بهسازی سازمانی کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان لامرد

۱-۴-۲- اهداف فرعی

بررسی تأثیر بعد هنجارهای سرمایه اجتماعی بر بهسازی سازمانی کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان لامرد

بررسی تأثیر بعد عقاید دینی سرمایه اجتماعی بر بهسازی سازمانی کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان لامرد

بررسی تأثیر بعد اعتماد سرمایه اجتماعی بر بهسازی سازمانی کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان لامرد

بررسی تأثیر بعد شبکه سرمایه اجتماعی بر بهسازی سازمانی کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان لامرد

بررسی تأثیر بعد مشارکت سرمایه اجتماعی بر بهسازی سازمانی کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان لامرد

بررسی تأثیر بعد قانون سرمایه اجتماعی بر بهسازی سازمانی کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان لامرد

۱-۵- فرضیات تحقیق

۱-۵-۱- فرضیات اصلی

سرمایه اجتماعی بر بهسازی سازمانی کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان لامرد تأثیر دارد.

ابعاد درونی اجتماعی بر بهسازی سازمانی کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان لامرد تأثیر دارد.

ابعاد بیرونی اجتماعی بر بهسازی سازمانی کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان لامرد تأثیر دارد.

۱-۵-۲- فرضیات فرعی

بعد هنجارهای سرمایه اجتماعی بر بهسازی سازمانی کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان لامرد تأثیر دارد.

بعد عقاید دینی سرمایه اجتماعی بر بهسازی سازمانی کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان لامرد تأثیر دارد.

بعد اعتماد سرمایه اجتماعی بر بهسازی سازمانی کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان لامرد تأثیر دارد.

بعد شبکه سرمایه اجتماعی بر بهسازی سازمانی کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان لامرد تأثیر دارد.

بعد مشارکت سرمایه اجتماعی بر بهسازی سازمانی کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان لامرد تأثیر دارد.

بعد قانون سرمایه اجتماعی بر بهسازی سازمانی کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان لامرد تأثیر دارد.

۱-۶- قلمرو تحقیق

۱-۶-۱- قلمرو موضوعی

قلمرو موضوعی تحقیق شامل بررسی مفهوم سرمایه اجتماعی و تأثیر آن بر بهسازی سازمانی کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان لامرد می باشد.

۱-۶-۲- قلمرو زمانی

این تحقیق در بازه زمانی مهر ماه ۱۳۹۳ تا خرداد ماه ۱۳۹۴ به انجام رسیده است.

۱-۶-۳- قلمرو مکانی

این تحقیق کلیه کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان لامرد را در بر می گیرد.

۱-۷- تعاریف مفهومی و عملیاتی واژه ها

۱-۷-۱- تعاریف مفهومی واژه ها

سرمایه اجتماعی:

شبکه های اجتماعی ، دستور های اخلاقی و هنجارهای حاکم بر روابط و پیوندهای اجتماعی بین اعضا که به مولد بودن، نفع یا خیر دیگران، نفع عمومی و یا نفع مشترک ومتقابل اعضای شبکه ها می انجامد(Thompson,2009).

عکس مرتبط با شبکه های اجتماعی

بهسازی سازمانی

عبارت است از فرایند تغییر و توسعه برنامه ریزی شده سازمان با بهره گرفتن از دانش علوم رفتاری (لجوبلیجانا[۲]، ۲۰۱۲). شورای خدمات انسانی آمریکا[۳] (۲۰۱۲) نظام بهسازی سازمان را اینگونه تعریف و توصیف می­ کند: فرایند اصلاح و بهبود در برنامه ­ریزی­ها و تصمیم ­گیری­های سازمانی که معطوف به عوامل انسانی بوده و از دانش­های علوم رفتاری بهره می­گیرد. بهسازی سازمانی به معنی فرایند اصلاح و بهبود سازمان از طریق تغییر در نگرشها، اعتقادات و ارزشهای افراد، ساختار و فعالیتهای سازمان است. به طور عمده بر تغییر و اصلاح رفتار انسان در سازمان تاکید دارد (کچوئیان،۱۳۸۰).

 ۱-۷-۲- تعاریف عملیاتی واژه ها

سرمایه اجتماعی:

سرمایه اجتماعی در این تحقیق بر مبنای پرسشنامه استاندارد سرمایه اجتماعی پوتنام(۲۰۰۲) با ابعاد درونی سرمایه اجتماعی شامل هنجارها(سوالات ۱الی۵)، عقاید دینی(سوالات ۶ الی ۱۰)، اعتماد(سوالات ۱۱ الی ۱۵) و ابعاد بیرونی شامل شبکه(سوالات ۱۶ الی ۲۰)، مشارکت(سوالات ۲۱ الی ۲۵) و قانون(سوالات ۲۶ الی ۳۱) مورد ارزیابی  و سنجش قرار گرفته است.

بهسازی سازمانی: نمره ای که کارکنان به پرسشنامه بهسازی سازمانی عطافر و صلح نیا (۱۳۸۸) مشتمل بر ۳۱ گویه اختصاص می دهند.

[۱]-Bernardin

[۲]- Ljublijana

1400/02/29

پایان نامه بررسی وضعیت کتاب­خوانی بین مدد­جویان ندامت­گاه­های شهر خرم­آباد

 

از زمانی که خط اختراع شد و بشر توانست اندیشه­‌هایش را به شکل ثبت شده نگهداری نماید و به سایر انسان­‌ها انتقال دهد یکی از اهدافش خوانده شدن این دانش مکتوب بوده است. بشریت می­‏خوانده و می‏خواند تا امکان پرورش احساساتش فراهم شود و از این رهگذر آگاهی‏­های او رشد کند. علاوه بر این شناخت مردمان و فرهنگ‏­های مختلف، یادگیری موضوعات جدید، شروع سبک‌­های جدیدی از زندگی همه ارمغان‏­های خواندن هستند. خواندن عملی است که در آن دیدن، شناسایی علائم نوشتاری، تبدیل این علائم به صوت، درک مجموعه علائم و آواها و درنتیجه درک معنا از آن حاصل می‏شود؛ اما این درک بی­هدف صورت نمی‏­گیرد و خواننده گاه به قصد آموختن، زمانی با هدف آگاه شدن و درجایی هم به قصد لذت بردن و پرکردن اوقات فراغت به این عمل روی می‏آورد که البته هر سه هم می­توانند با هم همراه باشند.(قزل ایاغ ۲۱،۱۳۸۶)

دانلود پایان نامه

کتاب، یکی از ابزار­های کمال، تفکر، رشد و تعالی انسانی است. از دیرزمان اهمیت مطالعه نزد اهل علم وادب شناخته شده است و درباره آن سخن‏ها گفته­‏اند. کتاب، حتی در روزگار پیشرفت‌­های چشم‌گیر بشر در عرصه­‏های دانش، تمدن و فرهنگ، نه تنها اهمیت خود را از دست نداده، بلکه جنبه‌­های گسترده‏تر، تازه‏تر و جلوه‏­هایی پایدارتر یافته است. بی‏گمان، کسانی که در وادی پیشرفت­‌های گوناگون، گام­‏های بلندی برداشته‏اند، هرگز با کتاب و کتاب­خوانی بیگانه نبوده‏اند، بلکه مطالعه را عنصری اصلی و ضروری دانسته‏اند. کتاب­خوانی و مطالعه، سیر در‌اندیشه­‌های دیگران و گشودن پنجره‏ای به دنیای ناشناخته‏­هاست. مطالعه، پنجره‏ای به سوی‌اندیشه‏­ها، تجربه­‏ها، آموخته‏­ها و‌اندوخته­‏ها است. مطالعه روشمند، مطالعه کتاب‌­های مناسب و شناخت آفات و بازدارنده­‏های‏ مطالعه می‏تواند دغدغه ذهنی خانواده، اولیای مدرسه‏ و صاحب‏نظران باشد. بر این اساس، امروزه انتخاب و به‌­کارگیری روش­‌های مناسب مطالعه، بحثی جدی است( اشرفی­ریزی ۱۳۸۷ ، ۵۸ ) . مطالعه، از روزنامه گرفته تا کتب بسیار سخت، یکی از کارهایی است که ما را قبل از هر چیز از تنهایی درونی خارج می­ کند و رابطه­ای بین ما و دیگران برقرار می­سازد.
( جانسن[۳] ۱۳۸۰ ،۱ )

براساس گزارش کمیسیون خواندن در ایالات متحده آمریکا[۴] عمل خواندن اساس و پایه موفقیت نه تنها در دوران مدرسه و دانشگاه بلکه در سرتاسر زندگی یک شخص است (اندرسون، هایبرت، اسکات و ویلکینسن[۵] ۱۹۸۵).

خواندن به مثابه یک فرایند، روشی برای تفکر و نوعی از تجربه حقیقی در نظر گرفته می‏شود و مهارت­‏های پیچیده­ متعددی را شامل می­‏شود (عبدالکریم و حسن[۶] ۲۰۰۷، ۲۸۵-۲۹۸.) گاهی اوقات به غلط، خواندن را عملی منفصل و بی­تحرک می‏نامند زیرا پیام‏­ها را بدان­معنی که یک گوینده یا نویسنده خلق کرده است نمی‏رساند. اما با این وجود نمی‏توان به سادگی پردازش فعال ذهن که همان عمل خواندن است را ناچیز شمرد( خاوری ۱۳۸۳، ۱۱۰)

اگر خواندن در انسان به صورت عادت دربیاید، دیگر ارتباط او با جهان دانش و آگاهی سخت نخواهد بود و بدون هیچ زحمتی خواهد توانست از راه خواندن و مطالعه، درک و اندیشه خود را نسبت به جهان هستی رشد و تعالی بخشد( میرحسینی و بهرامی ۱۳۹۱،۱۱۵). بدون وجود عادت صحیح به خواندن، فرصت‏­های ارتقای شخصی و موفقیت‏­های شغلی احتمالا محکوم به فنا شدن هستند. پس نباید خواندن را در داخل و حتی در خارج از محیط‏­های آموزشی یک امر بی­اهمیت تلقی کرد. اما امری که پیشتر از ایجاد عادت به خواندن باید انجام بگیرد و برای پیشبرد آن ضروری است، شناخت مؤلفه‏­های مختلف آن است. انواع خواندن، انواع مواد خواندنی، مقدار زمان اختصاص داده شده به خواندن، خواندن در زمان­‏های متفاوت، مجراهای دسترسی به مواد خواندنی و مکان خواندن همگی جنبه­‏های مختلفی در فرایند خواندن هستند که در ترکیب با نگرش‏­های یک فرد نسبت به خواندن[۷] مسیر خوانداری[۸] او را شکل می­‏دهند
( گائونا و گونزالس[۹] ۲۰۱۱،۷۳-۵۵).

مطالعه به منزله یک مهارت اجتماعی، نردبان ترقی و تکامل هر ملت است. برخی والدین و مربیان تصور می‏کنند عادت به مطالعه، ذاتی و وراثتی است‏ که فقط برخی به آن‏ رو می‏آورند و دیگران نمی‏توانند اهل مطالعه باشند. شاید به همین دلیل، برای ایجاد عادت به مطالعه در فرزندان خود هیچ‌گونه تلاشی نمی‏کنند. پژوهش‌­های‏ اخیر در زمینه تعلیم و تربیت ثابت کرده عادت‏ به مطالعه، اکتسابی است؛ یعنی همانطور که کودکی، خواندن و نوشتن را یاد می‏­گیرد، می‏تواند مطالعه‏ را هم بیاموزد. پس باید روش مطالعه را به او آموخت و او را به خواندن عادت داد. امروزه توجه به کتاب و کتاب­خوانی، نشان‌دهنده رشد فرهنگی و ملی هر کشور است و شمار کتاب­‌ها و نشریه­‌های منتشر شده هر کشور در یک سال، تعداد کتابخانه­‌ها، کتاب‌­خوان‌ها، نویسندگان، مترجمان و ناشران، معیار اساسی توسعه­یافتگی به‌شمار می‌آید. بنابراین، گسترش فرهنگ مطالعه و کتاب­خوانی، توسعه کتابخانه‌ها، چاپ و انتشار کتاب و شیوه بهره­‌گیری از این ابزار بی‌رقیب فرهنگی، ضرورت رشد و تعالی جامعه است. در این میان، ایجاد رغبت و عادت به مطالعه و کتابخوانی در کودکان و نوجوانان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است(باب­الحوائجی و یزدیان­مهر ۱۳۸۹، ۵۳-۳۱)

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

مطالعه، خواه مفید و خواه مضر، یکی از موضوع­های بسیار برای فعالیت است . درسی که از آن می­توان آموخت هیچ­گاه پایان نمی­پذیرد . همیشه می­توان چیزی راجع به آن گفت. به­همین جهت است که خواندن از کار­های بسیار مهیج است(جانسن ۱۳۸۰، ۶) .

از آن جا که نگرش‏­ها نسبت به خواندن به طور مستقیم از باورها و ارزش‏گذاری‌­های شخصی، احساسات و عواطف فرد و کنش­پذیری و نیات رفتاری وی اثر می‏پذیرد و نیز اهداف خوانش را ترسیم نموده و در شناسایی و درک محیط پیرامون کمک نموده و از طرفی مطالعه، نگریستن و دقت نظر در چیزی برای فهمیدن و آگاهی یافتن از آن است. از این‌رو، همواره مطالعه با نگرش، دقت، فهم و آگاهی همراه خواهد بود و عادت مطالعه موجب یادگیری مادام­العمر می شود. پژوهش حاضر، درصددبررسی نگرش‏خواندن و عادت مطالعه مدد­جویان ندامت­گاه­های شهر خرم­آباد است تا براساس آن تصمیم مناسبی از طرف مدیریت ندامت­گاه برای گسترش فرهنگ کتاب­خوانی اتخاذ شود.

۱-۲ بیان مسئله

تأثیر خواندن در زندگی مردم به طور گسترده‏ای شیوع دارد. یک خواننده می­‏تواند مهارت‏­های جدید را فرا بگیرد، با حقایق علمی نوین آشنا شود. او می‏­تواند نسبت به جهان دانایی­‏های بیشتری را کسب کند. بنابراین خواندن این توانایی را دارد تا خواننده را از حالت منفعل به حالت فعال دگرگون کند(تانوسکدی[۱۰] ۲۰۱۱،۸۳). نتایج پژوهش‏­های متعددی نشان داده ‏اند که مشکلات مربوط به مهارت­‏های یادگیری و عدم آشنایی دانشجویان با روش­های مؤثر و کارآمد خواندن و در ابعادی گسترده­‏تر مطالعه، در شکست تحصیلی آنها دخیل بوده است. نتایج این بررسی­‏ها بیانگر این است که تأثیر خواندن در بهبود فرایند­های شناختی-ادراکی-واکنشی و در نهایت سرنوشت شغلی دانشجویان امری قطعی و مسلم است (کوشان و حیدری ۱۳۸۵ ،۱۸۹-۱۸۵). البته در این بین برخی دانشجویان زمان زیادی را صرف خواندن می­ کنند ولی خیلی کم در مورد بهبود مهارت­‏های خواندن فکر می­‏کنند و با همان شیوه­ای که در دبیرستان می­‏خوانند در دانشگاه نیز می­‏خوانند. آنها به این نکته توجه ندارند که خواندن یک فعالیت پیچیده و یکی از اجزای اساسی زندگی علمی یک دانشجوی باسواد اطلاعاتی است.

کتابخانه­‏ها نیز در شکل‌دهی نگرش‏­های خواندن و عادت مطالعه نقش دارند. کتابخانه­‏ها مکان­‏هایی هستند که در آنها عادت به خواندن کسب می‏شود. کتابخانه­‏ها موفقیت دانشجویان در دانشگاه را افزایش می‏­دهند و به آنها کمک می­‏کنند تا دانش ضروری در مقابله با چالش­های متغیر علمی را به دست بیاورند(اردمار[۱۱] و دمیرل۲۰۰۹، ۲۲۴۰-۲۲۳۳). بررسی تاریخی فرهنگ انسان در همه زمان‏­ها گویای این حقیقت است که بین کتابخانه و اجتماع پیوندی استوار وجود دارد بنابراین کتابداران باید بتوانند مواد خواندنی را در
شکل­‏های مختلف آن در زندگی اجتماعی انسان جدید به­عنوان یک وسیله ارتباطی، اطلاع‌رسانی و تعلیماتی مطرح کنند تا از این رهگذر در شکل‌­دهی عادات و نگرش‏­های خواندن اثرگذار باشند.
( صمدی ۱۳۸۰).

اما فعالیت پیچیده خواندن همان طور که پیشتر ذکر شد دارای مؤلفه‑‏هایی است که از آنها تأثیر می‏­پذیرد و شناخت این مؤلفه­‏ها در بهبود یا تضعیف خواندن اثر می­‏گذارند. براساس همین مؤلفه‌­ها دسته‌­بندی­‏های مختلفی از اهداف خواندن توسط بسیاری از پژوهشگران انجام گرفته است. یکی از این تقسیم‌بندی­‏ها از آن‏وبیکو[۱۲] است. وی اهداف خواندن را در ۴ بخش طبقه­‌بندی کرده است. او اولین هدف خواندن را برای لذت، سرگرمی و آرامش می‏داند. دومین هدف از خواندن در جهت افزایش اطلاعات عمومی انجام می‏گیرد. وبیکو سومین هدف برای خواندن را کسب دانش ذکر می‏کند. او خواندن برای کسب دانش را همان مطالعه کردن می‏داند. در نهایت این پژوهشگر چهارمین هدف از خواندن را ترکیبی از سه هدف بالا عنوان می‏­کند( اوگانرومبی و جیبویگا[۱۳]، ۱۹۹۵).

گروهی که«خواندن آزاد» نامیده می‏شود و در آن لذت بردن و سرگرم شدن هدف اصلی تلقی می‏شود و هرچه از آن حاصل می‏شود برنامه ریزی نشده است و گروه دیگر «خواندن مقید» است که در آن خواننده خود را از ابتدا پایبند اصول خاصی قرار می‏دهد و درپایان نیز نتیجه کار خود را می‏سنجد مثل آموختن کاری یا یافتن پاسخ برای سئوال­‏هایی و یا در معرض ارزشیابی قرار دادن خود.(. قزل ایاغ به نقل از توران میرهادی ۱۳۸۶ ،۲۲)

در برخی از متون از این دو نوع کلی خواندن تحت عنوان واحد نگرش­‏ها نسبت به خواندن[۱۴] بحث شده است. البته نگرش­‏ها نسبت به خواندن و علاقه‌­مندی‏ها نسبت به خواندن خود دو بازوی مفهوم بزرگتری به نام انگیزش نسبت به خواندن[۱۵] می‏باشند. اگرچه این اصطلاحات در متون مختلف به­جای همدیگر به کار رفته‏اند اما دارای تفاوت‏­های ساختاری هستند. نگرش­‏ها نسبت به خواندن را همان­طور که پیشتر ذکر شد می‌توان احساسات و باور­های یک شخص درباره عمل خواندن تعبیر کرد اما علاقه‌مندی­‏ها نسبت به خواندن به ترجیحات خواندنی افراد از قبیل گونه­‏ها[۱۶]، موضوعات و زمینه­‏هایی مربوط می‏شود که یک فرد عمل خواندن خویش را در قالب آنها شکل می‏دهد و در نهایت انگیزش نسبت به خواندن بیشتر به حالات درونی افراد مربوط می‏شود که آنها را نسبت به خواندن ترغیب می‏نماید بنابراین اگر بپذیریم لازمه زیستن در سده ۲۱ میلادی خواندن و نوشتن بیشتر از هر زمان دیگری در تاریخ بشریت است و مصادیق آن در همه امور زندگانی از جمله داشتن شغل مناسب، رعایت حقوق شهروندی و مدیریت زندگی شخصی قابل مشاهده است و دربرابر هجوم اطلاعاتی که به سمت انسان می‏آید خواندن و نوشتن ابزارهایی برای مقابله هستند پس باید در این دو زمینه پژوهش‏­هایی را انجام داد( کلارک و رامبلد[۱۷] ۲۰۰۶). جامعه، متشکل از افرادی هستند که در کنار یگدیگر زندگی می کنند و بر روی باورها و ارزش های یکدیگر تاثیر می گذارند و اگر یک جامعه از سلامت روحی و روانی برخوردار باشد امنیت اجتماعی برقرار بوده و موجب بالندگی و توسعه فرهنگی، اقتصادی و سیاسی می شود. ناهنجاری های موجود در جامعه یکی از تصاویر نادرست فرهنگی است. وجود ندامت گاه ها حکایت از وجود ناهنجاری است و انجام انواع  بزه کاری، پژوهشگر را به این سوال معطوف کرد که خواندن و مطالعه چه تاثیری در کاهش بزه کاری خواهد داشت. بنابراین، پژوهشگر، در صدد پاسخ به این پرسش که وضعیت نگرش خواندن و عادت مطالعه بین مددجویان ندامت­گاه شهر خرم آباد چکونه است؟ ونیز، میزان نگرش خواندن و عادت مطالعه و نیز رابطه معنا­داری با جنسیت، میزان تحصیلات، سن، مدت حبس و نوع بزه آنها مورد بررسی قرار گرفته است .۱-۳ اهمیت و ضرورت پژوهش

عکس مرتبط با اقتصاد

خواندن به طور فزاینده‏ای موضوع بسیاری از پژوهش­های عملی و نظری بوده است. این پژوهش‏­ها حاصل فعالیت پژوهشگران رشته‏­های متفاوتی از قبیل علوم اطلاعات و دانش­‏شناسی، تعلیم و تربیت، علوم اجتماعی و نظام­‏های اطلاعاتی است. اما علی­‏رغم پژوهش‏­های بسیاری که در این حوزه انجام گرفته مخصوصاً در ایران نتایج و یافته­‏های اکثر آنها در حد نظری باقی مانده و عمدتاً منجر به بهبود امر خواندن نشده است. از همین رو پژوهشگران سعی دارند تا از طریق انجام یک بررسی نظام‏­مند به یافته­ های دقیقی درباره نگرش خواندن و عادت مطالعه مدد­جویان ندامت­گاه­های شهر خرم­آباد دست پیدا کنند و آنها را به­صورت کاربردی به سازمان مسئول یعنی امور فرهنگی و کتابخانه ندامت­گاه ارائه دهند تا از این طریق هم در اجرای برنامه‏­های ترویج کتاب­خوانی و هم در برنامه‏­های مجموعه‏­سازی کتابخانه‏­های ندامت­گاه­ها بازنگری­‏های لازم صورت بگیرد.

 ۱-۴ اهداف پژوهش

الف. اهداف اصلی

هدف اصلی این پژوهش نگرش‏ خواندن و عادت مطالعه مدد­جویان ندامت­گاه­های شهر خرم­آباد است.

ب. اهداف فرعی

۱- شناسایی نگرش‏­های مدد­جویان ندامت­گاه های شهر خرم­آباد به خواندن

۲- شناسایی عادت مدد­جویان ندامت­گاه­های شهر خرم­آباد به مطالعه

۱-۵ فرضیه‌­های پژوهش

  1. بین نگرش مدد­جویان ندامت­گاه­های شهر خرم­آباد به خواندن بر حسب جنسیت تفاوت معنا­داری وجود دارد.
  2. بین نگرش مدد­جویان ندامت­گاه­های شهر خرم­آباد به خواندن بر حسب نوع بزهکاری تفاوت معنا­داری وجود دارد.
  3. بین عادت مدد­جویان ندامت­گاه­های شهر خرم­آباد به مطالعه بر حسب جنسیت تفاوت معنا­داری وجود دارد.
  4. بین عادت مدد­جویان ندامت­گاه­های شهر خرم­آباد به مطالعه بر حسب نوع بزهکاری تفاوت معنا­داری وجود دارد.
  5. بین نگرش خواندن و عادت مطالعه مدد­جویان ندامت­گاه­های شهر خرم آباد تفاوت معنا­داری وجود دارد.

    • پرسش­‌های پژوهش
  • مدد­جویان ندامت­گاه­های شهر خرم­آباد چه «نگرش­‏هایی» به خواندن دارند؟
  • مدد­جویان ندامت­گاه­های شهر خرم­آباد چه عادت­هایی به مطالعه دارند؟

 ۱-۷ تعریف مفاهیم پژوهش

الف. تعاریف مفهومی

خواندن: یک فرایند پیچیده شناختی متشکل از رمزگشایی نمادها به منظور ساخت معنا یا بیرون کشیدن آن از متن است. خواندن یک فرایند تعاملی پیچیده بین متن و خواننده است که توسط دانش قبلی خواننده، تجربیات، نگرش­ها و جامعه زبانی که بر اساس محیط و فرهنگ ساخته می‏شود شکل می­‏گیرد. این فرایند نیازمند تمرین مداوم، تقویت و پالایش است (خواندن ۲۰۱۳،۱۳۶-۱۳۰).

نگرش نسبت به خواندن : برای این مفهوم نظری تعاریف مختلفی ارائه شده است که وجه اشتراک همه آنها مورد توجه قرار دادن سه بخش شناختی، عاطفی و واکنشی در انسان است. به عبارت دیگر نگرش‏­ها نسبت به خواندن به­ طور مستقیم از باور­ها و ارزش­‏گذاری‌­های شخصی، احساسات و عواطف فرد و -

کنش­پذیری و نیات رفتاری وی اثر می‏پذیرد و باعث می‏شود با نگرش­‏های مختلفی نسبت به خواندن اقدام کند (یاماشیتا[۱۸] ۲۰۰۴،۱۹-۱).

عادت مطالعه: استیگر[۱۹] (۲۰۰۹) معتقد است که عادت مطالعه را مانند خیلی دیگر از عادت­‌ها می­‌توان کسب کرد. عادت به کتاب­خوانی از نظر بیشتر افراد تحصیل کرده یک عادت پسندیده محسوب می­‌شود که در فرد و جامعه اثر مطلوب دارد. عادت به مطالعه همانند بسیاری از عادت‌­های دیگر در دوران کودکی شکل می­‌گیرد و عادتی اکتسابی است. البته این بدان معنا نیست که در بزرگسالی نتوان آن را ایجاد یا اصلاح کرد، بلکه با کمی تلاش، تحمل و شناختن روش­‌ها و عادت‌­های صحیح مطالعه می­‌توان عادت­‌های نادرست مطالعه را تغییر داد و با توجه به این امر، باید در تغییر عادت­‌های غیرمعمول دانشجویان تلاش نمود( اباذری و ریگی ۱۳۹۱، ۸۶۱)

ب. تعاریف عملیاتی

خواندن: در این پژوهش منظور از خواندن، خوانش متون در هر شکل، با هر اندازه و به هر قصدی است که می‏تواند در هر مکانی انجام بگیرد. شایان ذکر است که در پژوهش حاضر منظور از خواندن مطالعه نیست به دلیل اینکه اساساً مطالعه اعم بر خواندن است و فعالیت‏هایی از قبیل شنیدن، دیدن و حتی لمس کردن نیز مطالعه محسوب می‏شوند. این در حالی است که در بخشی گسترده‏ از پژوهش‏های انجام شده به جای واژه خواندن از واژه مطالعه استفاده شده البته به این معنی هم نیست که پژوهش­‌های مربوط به مطالعه اصلا به خواندن نپرداخته باشند.

نگرش خواندن: در این پژوهش منظور از نگرش خواندن، لذت و سرگرمی، نگرانی؛ سختی؛ دشواری، ترغیب و تشویق از سوی دیگران، چگونگی رویارویی با فعالیت خواندن با بهره گرفتن از ابزار پرسشنامه ASRA اسمیت ۱۹۹۲ و نیزمنظور از عادت مطالعه، تمرکز، یادآوری، سازماندهی زمان، مطالعه یک فصل، گوش کردن و یاد­داشت برداری، برگزاری امتحان­ها، انگیزه با بهره گرفتن از ابزار پرسشنامه PSSHI است .

۱-۸ متغیر­های پژوهش

متغیرمستقل: مدد­جویان ندامت­گاه­های شهر خرم­آباد

متغیر وابسته: نگرش‌خواندن، عادت مطالعه

1 2 4 ...6 ...7 8 9 10 11 12 ... 1863